به رنگ آسمان

نسخۀ پشتیبان

به رنگ آسمان

نسخۀ پشتیبان

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی آلبوم موسیقی» ثبت شده است

۹۳/۰۵/۲۱


یا: «ژولیای مقاومت»

جولیا پطرس جولیا بطرس ژولیا پطرس Julia Boutros

 

یکم: «ژولیا پطرس کیست؟»

خانم ژولیا پطرس (جولیا بطرس _ Julia Boutros)  خواننده‎ی مسیحی‎مذهبِ اهل لبنان است. او امروز نه‎تنها در لبنان، نه‎تنها برای کشورهای عرب‎زبان، بلکه برای بسیاری از پی‎گیرانِ جدیِ موسیقیِ در سراسر جهان و همچنین تمامِ اهل‎حق، غربا، هیئتی‎ها و قلندران این کهکشان، نامی ارزشمند و ستاره‎ای درخشان است.

پیش از اینکه پاسخِ این پرسش را ادامه بدهم بگذارید پرسش دیگری را مطرح کنم:

 

دوم: «وضعیتِ موسیقی در ایران چگونه است؟»

موسیقیِ بومی و باستانی‎مان را که خیلی وقت است به موزه فرستاده‎ایم و آخرین بازماندگانش را هم به زودی خواهیم کشت. در مجموع اکثریتِ غالبِ موسیقیِ پاپ امروز ما مشتی اشباه‎الرجالِ ولارجالِ بینی‎وگونه عمل‎کرده و بی‎سبیل‎اند که نخستین اجراهایشان را در کنار دبیرستان‎های دخترانه آغاز کرده‎اند و هم‎اکنون آنقدر در چهره و حنجره از جنسیت خود دور شده‎اند که اگر پس‎فردا نیروانتظامی ایشان را در وضع نامناسبی با یکی از اُناث ببیند، نه به جرمِ دختربازی، که اشتباهاً به همان جرمی دستگیرشان می‎کند که مجازاتش عذابِ قومِ لوط است.

حال از این قومِ مخنث چه برمی‎آید؟ آیا این‎ها می‎آیند و می‎توانند برای اسلام یا اهل‎حق یا مبارزه یا جوانمردی یا دفاع از مظلوم یا... زهی! این بندگانِ خدا  امروز دیگر دیدنِ سیمایشان هم مفسده و ریبه دارد چه رسد به صوتشان.

موسیقی سنتی‎مان هم پس از مرگِ کسایی و ذوالفنون و لطفی دیگر دارد آخرین نفس‎هایش را می‎کشد. بیشتر یا تصنع و ادای نوآوری (و حرکت به سوی «پاپ») است یا ادعا و تقلیدِ کار قدما (آفرینشِ «ملال»). حتی مخاطبانشان هم بیشتر کسانی‎اند که دوست دارند حس کنند آدم‎های فاخری‎اند و به موسیقیِ فاخری گوش می‎دهند. اجتماعی‎ترین کارهایشان بر اساسِ شعرهای دهه چهل و پنجاه است. یعنی چهل‎پنجاه سالی از جامعه خودشان عقب‎اند. اسم خدا و پیغمبر را هم با قوی‎ترین موتورهای جست‎جو نمی‎توانید در کارشان پیدا کنید. می‎گویید نه؟ این شما و این شجریان: «این‎ها {جمهوری اسلامی} هرگز با هنر کنار نمی آیند، هرگز و هرگز، همچنان که در طول ۱۴٠٠سال با هنر کنار نیامدند{اسلام}» (مصاحبه با بی‎بی‎سی)

 

سوم: «ژولیای مقاومت»
یا «ژولیا پطرس دقیقا کیست؟»

در طی مجموعه حملات اسرائیل به لبنان و مخصوصا در جنگ ۳۳روزه خیلی از هنرمندان از لبنان فرار کردند. رفتند آنجایی که بتوانند هنرشان را عرضه کنند! بعضی‎هایشان هم برای انجام فعالیت‎های بشردوستانه جذب سازمان ملل شدند! اما ژولیا در لبنان ماند. همه می‎دانیم «صرفا عاشقانه خواندن» آسان‎ترین، رایج‎ترین و بی‎هزینه‎ترین کار برای خوانندگان است. اما ژولیا اجتماعی هم خواند، برای کشورش هم خواند، برای مبارزه با دشمنانِ سرزمینش هم خواند. نه الآن یا در جنگ ۳۳روزه. از خیلی قبل‎تر. ژولیا از جوانی و نوجوانی آهنگ‎های ضداسرائیلی می‎خواند. و می‎دانیم که اسرائیل خیلی خطرناک‎تر و جدی‎تر از دیگران در حذف دشمنانش عمل می‎کند. آن هم دشمنان موثر، آن هم دشمنانِ فلسطینی و لبنانی که بغل گوششان‎اند. با اینحال ژولیا پطرس آهنگ‎های زیادی را برای کشورش خواند. خوب هم خواند.

نکته دیگر: ژولیا می‎توانست فقط نوحه بخواند. می‎توانست فقط گریه کند و بگریاند. کاری که بسیاری از اهل تسنن و مسیحیان در شرایط مشابه در طول تاریخ انجام داده‎اند و با این کار به تسریعِ زوالشان کمک کرده‎اند. کاری که شیعه _شیعه‎ی راستین_ بر نمی‎تابد. کاری که السیسی و ملک‎عبدالله از فلسطینی‎ها می‎خواهند: گریه کنید و کفن بپوشید! . کاری که آیت‎الله خامنه‎ای نمی‎خواهد: «مقاومت تنها راه است»، کشورهای خائن عربی به مردمِ لبنان و فلسطین و حتی سوریه می‎گفتند هرچه اسرائیل جلوتر آمد شما عقب‎تر بیایید تا اذیت نشوید!  اما خامنه‎ای اعراب را به چیز دیگری فرا می‎خواند: «انّ فلسطین، هی فلسطینِ من النّهر الى البحر دون التّفریط حتّى بشبر واحد» چون خامنه‎ای فرزند مکتب اوست که می‎فرمود: «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف! خزینی» و فرزند او که فرمود: «الا و ان الدعى بن الدعى قد رکز بین اثنتین: بین ‏السلّه والذلّه، و هیهات له ذلک منى، هیهات منّا الذّلّه». اصلا اهمیتِ سیدحسن نصرالله این است که با گفتار و رفتار خویش معارف شیعه و مکتب امام حسین (علیه‎السلام) را به لبنانیان و بلکه به همه اعراب و بلکه به همه جهان آموزش داد. و بلکه به بعضی از فقهای هم‎مذهبش!

ژولیا می‎توانست فقط نوحه بخواند. اما ژولیا در کنار نوحه و گریه و بسیار بیش از این‎ها حماسه خواند. حماسه‎سرایی و رجزخوانی با چشمِ گریان و حنجره‎ی خونین. بیشترین عبارت و مفهومی که در آهنگ‎های ژولیا تکرار شده است «مقاومت» است. اصلا یک نفر باید بنشیند فعل‎های «لن اُسالم»، «لن اُساوم» و «ساُقاوم» را در آهنگ‎های ژولیا احصا کند. بس که زیاد تکرار شده‎اند.

 جولیا پطرس

 

سوم: «ژولیایی که ما می‎شناسیم»
یا «از کی ایرانیان و شیعیان ژولیا پطرس را شناختند و گرامی داشتند؟»

پس از جنگ۳۳روزه و آزادسازیِ جنوبِ لبنان با دستِ پُرتوان و وعده‎ی‎صادق حزب‎الله و سیدحسن نصرالله؛ یعنی در روزهایی که آمریکا، اسرائیل، غرب، سازمان‎های بین‎المللی، بعضی از کشورهای عربی (تا اینجا روی هم رفته: بازندگان جنگ) و حتی بعضی از روشنفکران و مخالف‎خوانانِ لبنان (یعنی همان «اصلاح‎طلب‎هایشان»!) می‎گفتند: «حالا که جنگ تمام شده که دیگر معلوم است حزب‎الله باید خلع سلاح شود!» یعنی روزهایی که حزب‎الله و نصرالله در عین اقتدار، کاملا هم مظلوم بودند؛ موسیقی و ویدئو کلیپی از خانم ژولیا پطرس منتشر شد که تأثیر زیادی بر مردم لبنان، جامعه‎ی عربی و امت اسلامی گذاشت. یعنی ویدئو کلیپِ «احبائی». ماجرا از پاسخِ نامه‎ی سید حسن نصرالله به نامه‎ی تعدادی از رزمندگان حزب‎الله آغاز شد. آنان نامه‎ای شبیه همین نامه‎های عاشقانه‎ی اعلامِ بیعت و وفاداری که رزمندگانِ خودمان به امام خمینی می‎نوشتند به نصرالله نوشتند و سیدحسن هم به ایشان پاسخی شبیه به پاسخ‏‎های امام داد:

أما للمجاهدین فأقول لهم وصلتنی رسالتکم وسمعت مقالتکم، وأنتم والله کما قُلتم، نعم أنتم الوعد الصادق، وأنتم النصر الآتی بإذن الله، أنتم الحریة للأسرى والتحریر للأرض، والحمى للوطن وللعرض وللشرف، یا أخوانی أنتم إصالة تاریخ هذه الأمة وأنتم خلاصة روحها، أنتم حضارتها وثقافتها وقیمها وعشقها وعرفانها ... أنتم خلود الأرز فی قممنا وتواضع سنابل القمح فی دیارنا، أنتم الشموخ کجبال لبنان الشامخة العاتیة على العاتی ...، أقبل رؤوسکم التی أعلت کل رأس، وأقبل أیادیکم القابضة على الزناد، یرمی بها الله تعالى قتلة أنبیائه وعباده والمفسدین فی الأرض، وأقبل أقدامکم المنغرسة فی الأرض... یا أخوانی یا من أعرتم الله جماجمکم... أنتم القادة وأنتم السادة وأنتم تاج رؤوس ومفخرة الأمة، ورجال الله الذین بهم ننتصر ...

خانم پطرس با شنیدنِ این سخنان از تلویزیون منقلب می‎شود و تصمیم می‎گیرد آهنگی را فراهم کند که ترانه‎اش بر اساس همین جملات سیدحسن نصرالله است و خطاب به مجاهدانِ حزب‎الله. جالب اینکه کلیپِ این موسیقی هم در خرابه‎های «بنت جبیل» تهیه می‎شود. این موسیقی همان «احبائی» معروف است.

احبائی! | استمعت الی رسالتکم | و فیها العز و الایمان | فانتم مثلما قلتم: | رجال‎الله فی المیدان | و وعد صادق انتم | و انتم نصرنا الآتی | و انتم من جبال الشمس | عاتیه علی العاتی

احبائی! | بکم یتحرر الاسری | بکم تتحرر الارض | بقبضتکم | بغضبتکم | یصان البیت و العرض | بنات حضاره انتم | و انتم نهضه القیم | و انتم خالدون کما | خلود الارض فی القمم | و انتم مجد امتنا | و انتم ، انتم القاده | و تاج رووسنا انتم | و انتم ، انتم الساده

احبائی! | اقبل نبل اقدام | بها یتشرف الشرف | بعزه ارضنا انغرست | فلا تکبو و ترتجف | بکم سنغیر الدنیا | و یسمع صوتنا القدر | بکم نبنی الغد الاحلی | بکم نمضی و ننتصر

 

تماشای بخشی از فیلمِ نامه‎ی سید حسن نصرالله به مجاهدان حزب‎الله در جنوب

دانلودِ آهنگِ احبائی ژولیا پطرس (MP3)

تماشای ویدئوکلیپِ احبائی ژولیا پطرس



چهارم: «ژولیای موسیقی»

JuliaBoutros جولیا بطرس و زیاد بطرس
ژولیا پطرس و برادرش زیاد پطرس در جوانی

ژولیا پطرس (جولیا بطرس) متولد ۱٩۶۸ بیروت است و نخستین آلبومش با نام «این است زندگی» در سال ۱٩۸٢ و در چهارده سالگی ژولیا منتشر می‎شود و آلبوم آخر «حکایت وطن» هنوز ده روز نشده که منتشر شده است. از آغاز تاکنون از ژولیا حدود ۱۶ آلبوم مستقل و دو آلبوم کنسرت منتشر شده است که فهرست کاملش را پیش رو دارید:

  1. هذه هی الحیاة _ C’est La Vie - ۱٩۸٢
  2. غابت شمس الحق _ Ghabet Shams El Haq - ۱٩۸۵
  3. وین مسافر _  Wain Msafer- ۱٩۸٧
  4. حفلة صور _ Haflet Sour - ۱٩۸٩
  5. حکایة عتب _ Hikayet Ataba - ۱٩٩۱
  6. یا قصص _ Kosass - ۱٩٩۴
  7. القرار _  Al Kharar - ۱٩٩۶
  8. شی غریب _ Shi Gharib - ۱٩٩۸
  9. بصراحة _  ٢٠٠۱ - Bisaraha
  10. لا بأحلامک _ ٢٠٠۴ - La B'ahlamak
  11. تعودنا علیک _ ٢٠٠۶ - Ta'awadna Aleik
  12. أحبائی _ ٢٠٠۶ - Ahiba'i
  13. کنسرت در کازینو لبنان _ ٢٠۱٠ - Live At Casino Du Liban
  14. على ما یبدو _ ٢٠۱۱  - Ala Ma Yabdou
  15. یوما ما _ ٢٠۱٢ - Yawman Ma
  16. میلادک دیسمبر _  ٢٠۱٢ -  Miladak
  17. کنسرت در پلاتیا _  ٢٠۱۳ - Juila In Platea
  18. حکایة وطن _  ٢٠۱۴  - Hkayet Watan

پ ن : لیست آلبوم‎های ویکیپدیای عربی و انگلیسی ژولیا پطرس هر دو ناقص‎اند. اگر کسی ویکیپدیاباز است خوب است از روی همینجا کاملشان کند.

پ ن: البته خانم پطرس تک آهنگ‎هایی هم دارد که در این آلبوم‎های خودش نیامده‎اند. مثل آهنگ «وطنی بعیدک» که در جوانی در آلبوم «قصه‎ها؛ ترانه‎هایی برای کودکان» («حکایا؛ اغانی للاطفال» 1987) ساخته‎ی «زیاد الرحبانی» خوانده است.

پ ن : «زیاد پطرس» برادرِ بزرگ‎تر ژولیاست که آهنگ‎سازی اکثریت قابل توجه کارهای مهم او را بر عهده دارد.

 

پنجم: «ژولیای لبنان»

ژولیا برای لبنان و مخصوصا مقاومت لبنان آهنگ‎های بسیاری خوانده که معروف  و محبوب‎ترینشان آهنگ احبائی است (شاید به خاطر ارتباط مستقیمش با سید حسن نصرالله. هرچند تمامیِ آهنگ‎های «مقاومت»محورِ ژولیا دقیقا با اندیشه‎ی حزب‎الله هم‎آهنگ است).

مهم این است که بیشتر این آهنگ‎ها واقعا زیبا هستند و آهنگسازی‎شان ارزش هنری و والایی دارند. از جمله‎ی این آهنگ‎ها می‎توان به آهنگ‎های قدیمی «یا شعبی» و «غابت شمس الحق» در آلبوم «غابت شمس الحق»، آهنگِ «لبنان»، «انتصر لبنان» و «صرخه مقاوم» از آلبوم «احبائی»، آهنگ «ربما» از آلبوم «یاقصص» (شعر بسیار دقیق و زیبایی دارد) و دو آهنگِ «مقاوم» و «اطلق نیرانک» (هر دو حماسی و با ریتم شاد) از آلبوم «یوما ما» اشاره کرد.

در این میان به نظرم آهنگِ «مقاوم» آهنگ بسیار زیبایی‎ست که نسبت به زیباییش کم‎تر مورد توجه مخاطب ایرانی قرارگرفته. شعرش هم خوب است. یک جاهایی خیلی قلندر و یاغی‎گر می‎شود:

انی اهل العزم، ان تدعى العزائم!
هذا سیفی بالوغى بالموت قائم!

جولیا پطرس حزب الله
این سلاح مقاومت است در دستان ژولیا. در جریان سفرش به جنوب لبنان همسر  یکی از شهیدانِ حزب‎الله (کفاح شرارة) همراه با کودکان خردسالش می‎آید و سلاح شوهر جوانش را به ژولیا هدیه می‎دهد. (عکس‎های دیگر: اینجا و اینجا و اینجا و اینجا)

پطرس در کنسرتِ پلاتیایش که (کنسرت بسیار موفقی بود و) همین دو سال پیش اجرا شد بسیاری از این آهنگ‎ها را بازخوانی کرد. البته دیگر  آهنگ‎های اجتماعی (مثل «بتنفس حریه») یا عاشقانه‎ی معروفش (مثل «لاباحلامک»، «قالوا مشینا»، «یوما ما» و ...) را هم اجرا کرد ولی به نظرم غلبه با آهنگ‎های مقاومت بود. یکی از زیبایی‎های این کنسرت وقتی است که در آخرین بخش کنسرت کار به آهنگ احبائی می‎رسد. کاری به شور و شوق و تشویق‎ها و اشک‎ها ندارم، مهم این است که «احبائی» را که پطرس می‎خواند، مردم خودشان زودتر «استمعت الی رسالتکم | و فیه العز و الایمان» را می‎خوانند. اینجا یک کم دلم سوخت. گفتم نگاه کن مسیحی‎ها چگونه با نوای اسلام گرم گرفته‎اند، بعد در ایران، مرکز اسلام، پایتخت شیعه، ملت پای منبر شجریان و مقلدانش چه نوایی را گرم می‎گیرند.

دانلودِ آهنگِ مقاوم ژولیا پطرس _ اجرای آلبوم (MP3)

دانلودِ آهنگِ مقاوم ژولیا پطرس _ اجرای کنسرت (MP3)

دانلود آهنگ اطلق نیرانک ژولیا پطرس (MP3)

دانلود آهنگ ربما ژولیا پطرس (MP3)

تماشای فیلم کامل کنسرت ژولیا درپلاتیا (توصیه نمی‎کنم!) کاش می‎شد ارجینالش را بخرم.

تماشای فیلم اجرای دو آهنگ مقاوم و احبائی در کنسرت پلاتیا (توصیه می‎کنم)


 

ششم: «ژولیای فلسطین»

در این سرفصل _اگر وب‎چرخم را مطالعه کرده باشید_ خیلی حرف تازه‎ای برای گفتن ندارم. فقط دو نکته است. یکی پیام ویدئویی ژولیا که در ابتدا منتشر شد و متضمن نکات دقیقی بود. همانطور که می‎دانید بسیاری از کشورهای خائن عرب‎زبان و بسیاری از حکامِ فاسد سرزمین مسلمانان، به ظاهر از غزه حمایت می‎کنند ولی به همان ظاهر هم کاری به مردم سوریه و عراق ندارند و چه بسا حامیِ مهاجمان تکفیری و ترهیبی‎شان‎اند. در این شرایط جولیا آن ویدئو را منتشر می‎کند و می‎گوید امروز دشمن در دو لباس به سرزمین‎هایمان آمده، یکی در لباس اسرائیل به غزه حمله کرده و دیگری در لباسِ تکفیری‎ها به سوریه و عراق. این واقعا نکته مهمی است. اسم آن ویدئو هم «تضامنا مع غزه، سوریا و العراق» است. اینجاست که پطرس بار دیگر ثابت می‎کند ورای عُلقه‎های سرزمینی و دینی، بینشی موحدانه و چشمی حقیقت‎بین و اخلاق‎مدارانه دارد.

جولیا پطرس غزه

نکته‎ی دوم همین آهنگ «الحق سلاحی» است. آخرین آهنگِ ژولیا و این بار برای مقاومت مردم فلسطین. یک موسیقی بسیار حماسی با شعری زیبا و کلیدواژه‎ی مقاومت و اینکه ما امروز به رغم جراحت‎هایمان قوی هستیم و می‎جنگیم.

الحق سلاحی و أقاوم | أنا فوق جراحی سأقاوم | أنا لن‎أستسلم لن‎أرضخ | و علیکِ بلادی لاأساوم | بیتی هنا | أرضی هنا | بحر السهل النهر لنا | و کیف بوجه النار أسالم؟ | سأقاوم 

عدوّک یا وطنی اندحر | علیک الکونُ ما قدِر | قاوَمَ شَعبی جُنونَ الرّیح | تَحدّى الخوف و الخطر | یَرحلون و نَبقى | و الأرض لنا ستبقى | ها نحن الیوم أقوى | أقوى فی کلّ‎الملاحم | بیتی هنا | أرضی هنا | بحر السهل النهر لنا | و کیف بوجه النار أسالم؟ | سأقاوم

حقیقت سلاح من است و (بدان) مقاومت می‎کنم، هرچند زخمی‎ام، همچنان مقاومت می‎کنم ...

در ویدئو کلیپش وقتی می‎گوید «ها نحن الیوم اقوی» در تصویر موشک‎های مقاومت را نشان می‎دهد! (زنده باد ایران!)

دانلود آهنگ الحق سلاحی ژولیا پطرس (MP3)

تماشای ویدئو کلیپِ الحق سلاحی ژولیا پطرس

تماشای ویدئوی سخنان ژولیا پطرس در هم‎صدایی با مردم فلسطین، سوریه و عراق

 

هفتم: «وَ مِن کلام‎ها»
یا «سخنانِ ژولیا»

پطرس چند مصاحبه‎ی معروف دارد که یکی از آن‎ها مصاحبه با الجزیره پس از جنگ۳۳ روزه است که الحمدلله به فارسی ترجمه شده. من چند فراز مهمش را باز می‎نویسم:

یکم

الجزیره :تعداد بسیاری از هنرمندان عرب به سمت سفیران افتخاری سازمان ملل متحد برگزیده شدند و به امور پناهندگان و مسائل کودکان می‎پردازند. آیا تاکنون چنین پیشنهادی به شما شده است؟

ژولیا پطرس: خیر!

الجزیره: چرا؟

ژولیا پطرس: شاید تا کنون اهداف خیرخواهانه نداشته‎ام! شاید تاریخچه فعالیت‎های هنری من برای آنان دلچسب نبوده است! شاید اهدافم از نظر آنان بد بوده است!

 

دوم

الجزیره: داستان ترانه‎ای که با الهام از سخنان و پیام آقای سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله به رزمندگان مقاومت اسلامی سروده‎‏اید، چیست؟

ژولیا پطرس: من هم مانند همه مردم که پیام‎ها و سخنان سید حسن نصرالله را پیگیری می‎کردم، این پیام را شنیدم. پیامی که ایشان برای مجاهدان قهرمان در جنوب فرستادند، مرا تحت تأثیر قرار داد و به اعماق وجودم راه یافت و احساساتم را دگرگون کرد. شاید این پیام، تنها مرا به گریه وانداشت، بلکه میلیون‎ها انسان را منقلب کرد. این پیام، اوج عظمت نصرالله و افزون بر آن، تواضع و فروتنی واقعی او را نشان داد. این پیام که آقای نصرالله با لحن خاصی بیان کردند، تکان‌دهنده بود. ایشان هنگامی که به رزمندگان مقاومت گفتند که دست و پای شما را می‎بوسم و آنان را رهبر و سرور امت معرفی کردند، از نظر عاطفی و انسانی مردم را تکان و همگان را به عزت و سربلندی و سرافرازی نوید دادند. این پیام بسیار تأثیرگذار بود و من آن را ضبط و بی‎درنگ از نوار پیاده کردم. به ذهنم رسید که از حزب‌الله اجازه بگیرم و از پیام سرودی بسازم، لذا از تعابیر و اصطلاحاتی که ایشان در پیام خود به کار بردند استفاده کردیم و از آن شعری ساختیم.

 جولیا پطرس
ژولیا پطرس + سیدحسن نصرالله + همسر و فرزندانِ شهید کفاح شراره

سوم

الجزیره: با توجه به اینکه شما با جرئت و صراحت سخن می‎گوئید، ارزیابی‎تان از جایگاه هنر، موسیقی و ترانه‎سرائی درجهان عرب چیست؟

ژولیا پطرس: در حال حاضر می‎توان هنر ترانه‎سرائی را به چهار بخش تقسیم کرد: ۱. خیلی نامطلوب ٢. اندکی نامطلوب ۳. کمی خوب ۴. نه چندان خوب به قول معروف "شهر فرنگ است و از همه رنگ است". شکی نیست که پدیده‎ی بی‎بندوباری در میان هنرمندان عرب بیداد می‎کند.

الجزیره: در سال‎های اخیر، آیا هنر در جهان عرب شکوفا شده یا رو به انحطاط نهاده است؟

ژولیا پطرس: به بی‎بندوباری و برهنگی که هنر گفته نمی شود. هنر در جهان عرب در حال انحطاط است و ما به طور کلی هنر متعهد نداریم. اگر ده کار هنری را دسته‌بندی کنیم، هفت اثر زیر حد مطلوب هستند.

الجزیره: علت این انحطاط چیست؟

ژولیا پطرس: یکی از دلایل این انحطاط به نقش هنرمندان ارتباط دارد. هنرمندان، رسانه‎ها و شرکت‎های تولید کننده، همه مقصرند. این را نمی‏‎توان هنر نامید، بلکه به ویژه در میان زنان هنرمند، ابتذال به تمام معنای کلمه رواج دارد. اکنون زن به صورت کالا درآمده است، رسانه‎ها و شرکت‎های تولید کننده، هنر مبتذل را به بازار تزریق می‎کنند و هنر متعهد و مطلوب بسیار اندک است. در مجموع، هنر درحال انحطاط است. تلویزیون‎های ماهواره‎ای نقش زیادی در ارائه هنرمبتذل و منحط دارند. اقشار وسیعی از بینندگان هم این‎گونه هنر را می‎پذیرند.

 

تیتر جالب یک مصاحبه‎ دیگر که به فارسی ترجمه نشده و تاریخش به همان سال ٢٠٠۶ و پیروزی لبنان باز می‎گردد این بود «اشرقت شمس الحق» (خورشیدِ حقیقت درخشید). چه اینکه نام اولین آهنگی که ژولیا در جوانی برای اندوه کشورش خوانده بود : «غابت شمس الحق» (خورشید حقیقت ناپدید شد) بود.

 

هشتم: «حرمتِ صدای زن»

همه باید به حرف مرجع تقلیدشان گوش کنند. ولی بعضی می‎خواهند ما هم به حرف مرجع تقلید ایشان گوش کنیم! من واقعا خنده‎ام می‎گیرد یک بنده خدایی مثل تقی دژاکام با آن‎همه سن و سابقه‎اش در اسلام و ارتجاع باید توسط تعدادی نوبسیجیِ جوجه‎مرتجع مواخذه شود (رفتم عکسشان را در گوگل پلاس دیدم، بیشترشان تازه ابرو درآورده بودند) . البته یک‎کم حق‎شان است این رفقا چون بعد اینهمه سال تازه الآن دارند می‎گویند فتوای اسلام با فتوای جماعت و مشهورات متفاوت است (تازه تصمیم گرفته‎اند از جامه‎ی زهد بیرون بیایند و با اهل خرابات بنشینند)؛ چه اینکه نظر مرجعشان برای امروز و دیروز نبود. اما اصل موضوع این است: ما که _در فقه_ مجتهد نیستیم که بنشینیم تو کوچه خیابان و شبکه با هم ادله‎ی فقهی حرمت و حلیتِ موسیقی را دعوا کنیم. ما عموما مقلدیم، مقلد که بحث نمی‎کند، عمل می‎کند. خنده‎دار این است که تازه اگر بفهمند مرجع تو کیست دعوت به احتیاط می‎کنند! خب ما اگر بخواهیم احتیاط کنیم که باید از خیلی چیزها احتیاط کنیم. شما هم همینطور! اینهمه برای دختر نامحرم تو فیس‎بوک و وایبر وقت می‎گذاری که حرمت موسیقی را به او بفهمانی موافقِ طریقتِ احتیاط است؟! حاجسن که از پشت کوه نیامده.

حرف من این است: اسلامی که می‎گوید موسیقی بیگانه با اسلام و اجتماع حلال است، آهنگ این‎خواننده‎های ملوس و ابروبرداشته‎ی موسیقی پاپ که مثل یک زن عشوه‎گر می‎خوانند حلال است، شجریانی که به مرجع ‎تقلیدِ شیعه فحش می‎دهد حلال است، شاهین نجفی قبل از اینکه رسما به امام معصوم دشنام بدهد حلال است، محسن نامجو قبل از اینکه رسما قرآن را مسخره کند حلال است؛ اما ژولیا پطرس بلکل حرام است؛ را نمی‎شناسم. من این اسلام را نمی‎شناسم. اگر می‎شناختم که می‎رفتم یکی از مراجع تقلیدِ مبلغش را هم برمی‎گزیدم. همین مراجعی که تا داعش نیاید سر هزار نفر شیعه را جلوی چشمشان نیندازد حاضر نیستند موضوع وحدت با اهل‎سنت را به رسمیت بشناسند. این‎هایی که با یک تاخیر سی‎ساله موضع خامنه‎ای و خمینی را تکرار می‎کنند.

{بعدا در همین زمینه بیشتر نوشتم: حُرمت یا حلّیتِ استماع آواز بانوان }

 

 نهم: «ژولیای عرب»

مثلا آقای عبدالطیف کشیش هم عرب است. یک مردِ عرب که برای مشکلات و مظلومیتِ زنِ همجنس‎بازِ فرانسوی فیلم می‎سازد و از کَن هم بهترین جایزه را می‎گیرد. دمش گرم. دمش گرم که اینقدر با وجدان و غیور است. اینقدر مرد است و عرب است که نمی‎تواند مشکل دختر هم‎جنس‎باز اروپایی را ببیند و خاموش بماند. هرچند بنده از آغاز جنگ اخیر هرچه اسمش را با «Gaza» و «Palestine» و «Israel» جست‎وجو کردم چیزی نیافتم.

 

دهم: «ژولیای شیعه»

ذیلِ یکی از ویدئوهای ژولیا پطرس این کامنت (تا الآن که در صدر) نوشته شده است:

«أنا جزائری سنی استمع لمسیحیة تغنی لشیعی. إحساس لا أستطیع وصفه الله آکبر ما آروعک»

 

 


پ ن : با درودی به روانِ پاکِ جیمی‎نوترون و ضبط ماشین پدرش.

و درودی به روانِ پاکِ وبلاگِ «آب‎گینه» که «الحق سلاحی» را برایم فرستادند.

پ ن : برخی از مطالب درباره ژولیا پطرس (جولیا پطرس) را از این جهت نقل نکردم که تکرار مکررات نباشد و به خاطر جامعیت، تمایزِ یادداشتم از بین نرود. از جمله وبلاگ‎هایی که پیش از به رنگ آسمان دراین‎موضوع یادداشتی موثر نوشته‎اند یکی «آب و آتش» (تقی دژاکام) است و دو دیگر که منبع آب و آتش بوده‎اند «پلخمون» (سیدمحمدجوادبابامیری) و «نمایندگی مجاز» (محمدرضا زائری) اند که از این میان فضلِ تقدم با «نمایندگی مجاز» است و فضل تقدمِ ترجمه با «پلخمون». انصافا هم ترجمه پلخمون زیباست.

پ ن : چند روزپیش آقای مهدی‎نژاد را دیدم، گفتم «حاجی ژولیا رو چی می‎گی؟ اصلا اسمشو شنیدی؟» الآن دیدم پلخمون نه سال پیش نوشته: «با تشکر از امید مهدی‎نژاد که مرا با این پدیده‎ی هنری آشنا کرد».

  • من ...

92/03/03



یا: «فدای نام علی»



خوش به حال کسی که گفت: یاعلی.

خوش به حال کسی که افتخار می کند به اینکه نام علی را بر زبان آورد.

و خوش به حال آنکس که آنچنان جانانه نام علی بر زبانش می رود، که جهان سحر می شود.

نصرت فاتح علی خان Nusrat fateh Ali Khan

ماجرا از آنجا آغاز شد که در شبی رویایی در سرزمین پنج رود، نوجوانی به نام «نصرت» خواب می بیند که با حالی خوش در حرم حضرت معین الدین چشتی در حال آوازخوانی و قوالی است. (به موسیقی و آواز مخصوص صوفیان هند و پاکستان _کلا: شبه قاره_ می گویند «قوّالی» که روش و سبک خاص خودش را دارد). نصرت وقتی از خواب بیدار می شود پیش خودش می گوید «باز هم خواب پریشان دیدم. هیچ وقت این خواب نمی تواند یک رویای صادقه باشد. چون اصلا امکان ندارد در یک حرم و بارگاه اسلامی کسی اجازه داشته باشد آواز بخواند.» به همین خاطر او این خواب را جدی نمی گیرد و به زندگی عادی خودش ادامه می دهد. تا اینکه یک بار دیگر، و چند بار دیگر در شب های رویایی دیگری نصرت خواب می بیند در بارگاه خواجه ی اجمیر جناب معین الدین چشتی در حال قوالی ست. اینجا بود که یک بار در زندگی سر جایش ایستاد و به خودش گفت : «نصرت! این خواب ها شوخی نیستند»

سنت قوالی در خانواده ی نصرت قدمتی ششصد ساله داشته است. کلا عمر هنر قوالی هم خیلی از این بیشتر نیست. پس بسیار جالب است که از آغاز درخشش قوالی تا کنون، این خانواده حدود شش قرن است که  مشغول ذکر و آوازند. با این حال، آن رویا (و رویاهایی از این دست) بود که باعث شد نصرت تصمیم جدیش را بگیرد و حاضر شود پس از مرگ پدر جای او را در گروه قوالی خانواده پر کند. اتفاقا اولین اجرای نصرت در مراسم چهلم پدر بود. آن هنگام شاید فقط خود خواجه معین الدین چشتی می دانست که روزی این آقا نصرت نوجوان می شود استاد «نصرت فاتح علی خان» یعنی بزرگترین قوال تمام شبه قاره و شهرتش آسیا را زیر پا می گذارد تا از برترین های موسیقی جهان باشد. اما یقینا نصرت پس از دیدن این خواب حدس هم نمی زد که سال ها بعد در 1979 میلادی، وقتی حدودا یک هنرمند کامل سی ساله است در کمال شگفتی از او دعوت می شود تا در بارگاه حضرت معین الدین چشتی مراسم قوالی را اجرا کند.1


 استاد «فاتح علی خان» پدر «نصرت فاتح علی خان»

عکس استاد «فاتح علی خان» پدر «نصرت فاتح علی خان» بر طاقچه ی خانه ی پسرش.
همانطور که در عکس هم می بینید نام ایشان را «فتح علی خان» می نویسند ولی به گمانم «فاتح علی» می خوانند.


[ پرسش: معین الدین چشتی کیست که نویسنده مدام از «حضور» ش دم می زند؟

با یک جستجوی ساده ی اینترنتی هم می توان  فهمید که شیخ خواجه معین الدین حسن سجزی (سیستانی) چشتی از عرفا (+ ادبا + علما +...) ی بزرگ قرن ششم است که پس از آنکه ایالت پنجاب (همین سرزمین پنج رود که گفتم) به تصرف مسلمین در آمد، برای تبلیغ به «شبه قاره هند» هجرت کرد. او از موثرترین و شگرف ترین افرادی است که باعث گسترش دین اسلام و زبان فارسی در شبه قاره بودند. معین الدین آموزه های دین اسلام را با زبان عرفان و تصوف می آموخت (چون خودش هم اهل عرفان بود)، و از آنجا که مشرب و مزه دهان زمره ی مردم هندوستان با طعم عرفان سازگار است، به سرعت خیل کثیری از بت برستان آن دیار به دین اسلام گرویدند. برای بعضی از دوستان! عرض کنم که از آثار جناب معین الدین بر می آید که ایشان به «زهد» نیز گرایش داشتند. و اصلا طریقت را منهای شریعت نمی پذیرفتند و عمل دقیق به احکام شریعت را بنیان استواری بنای طریقت می دانستند. ایشان و دیگر عرفای هم فکرشان در آن دیار، در مجالس عرفانی فقط متون فارسی را می خواندند که این خود باعث گسترش قابل توجه زبان فارسی در آن سامان شد. (همچنین اینجا را هم نگاه کنید)


اجمیر شریف مزار معین الدین چشتی

اکنون که قرن ها از مرگ او می گذرد مردم همه ساله در ششم رجب برای برپایی مراسم «عرس» این خدمت گزار اسلام بر مزار او گرد هم می آیند. ]


***

برای آنکه از موضوع اصلی یعنی جناب «نصرت فاتح علی خان» دور نشویم، فعلا از جناب «معین الدین چشتی» فاصله  می گیریم و می رویم سراغ آقای «مایکل جکسون». حتما اسم مایکل جکسون را شنیده اید. فکر می کنم حتی اگر هیچ آهنگی هم از او نشنیده باشید حتما اسمش را شنیده اید.  همو که برای «دیده شدن» و «کسی شدن» و «به جایی رسیدن»، نه تنها فکر و فرهنگ و روح و روان و جان و جنمش را، که حتی جسم و جسدش را هم عوض کرد. به قول شاعر: «ما را حقیر کرد حرصِ کسی شدن». انفعال و غرب زدگی یقیه ی همه ی جهان را گرفته است، یکیش هم این بدبخت. اصلا زندگیش به قدری ترسناک است که آدم فکر می کند یک اسطوره ی قدیمی باور نکردنی از زندگی موجودی اهریمنی ست، یا زاییده ی ذهن نویسنده ای بیمار و خلاق و مضحک. به نظرم می شود از روی این زندگی عجیب هزاران اثر هنری استعاری خلق کرد. مثلا انیمشنی ساخته شود با این فیلنامه ی ساده: آقا پسر نوجوان سیاه پوستی در اینترنت بر می خورد به عکس یک خانم سپید پوست بدکار، و آنقدر در این عکس خیره می شود که در آن مسخ می شود، آنگاه یک خانم سپید پوست بدکار از جلوی مانیتور بلند می شود. این همه ی زندگی این مجذوب غرب است.


نصرت فاتح علی خان Nusrat Fateh Ali Khan

در یک نظر سنجی (گمانم مربوط به سی ان ان) دیدم هم مایکل جکسون و هم نصرت فاتح علی خان جزو بیست آهنگساز و خواننده ی برتر قرن (یا شاید هم پنجاه سال اخیر) شناخته شدند. و البته که جایگاه جکسون بهتر بود. اما این دو موزیسین، در این نظرسنجی غربی ها با هم فرق آشکاری دارند. جکسون با همه ی وجود به سمت غرب دویده است، اما نصرت فاتح علی خان آنقدر بزرگ و گرانقدر بود که سر جای خودش بایستد تا غربی ها به سراغش بیایند. هم در اندیشه و تفکرشان، هم در گونه ی (ژانر) خاص موسیقاییشان یکی غربی شد و دیگری شرقی ماند. با اینحال هر دو مورد توجه جهان غرب قرار گرفتند. به قول استاد محمد علی بهمنی در آن غزل معروفشان:

گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی، ولی من
جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا می کشانم

نصرت فاتح علی خان نه سعی کرد جهانی شود، نه خواست. او نرفت ببیند در دنیا چه چیز رایج است تا برای عقب نماندن آن را تقلید کند. او روش نیاکانش را به طور جدی ادامه داد. موسیقی مذهبی و بومی شبه قاره. یعنی از دو جهت (دین و سرزمین) موسیقیش محدود و بسته بود. تازه جهت زمانی (تاریخ و سنت) را هم باید به آن اضافه کرد. اما کم کم در شهر خود، و سپس کشور خود کارش گرفت. اول به عنوان بهترین قوال. بعد به عنوان یکی از بهترین های موسیقی شبه قاره سینمای هند را به طرف خود کشید. بالیوود با انبوه فیلم هایش رفت سراغش. اما مکش سحر این موسیقی قوی تر از این ها بود، پس هالیوود و بزرگان موسیقی غرب هم به سراغش آمدند، و او اینگونه جهانی شد، در حالیکه سر جای خودش _آن هم به شیوه ی شرقی ها «چهار زانو»_ نشسته بود و مشغول ذکر:

«علی علی علی مولا علی علی»


نصرت فتح علی خان بزرگترین قوال جهان


***

قطعات قوالی نصرت فاتح علی خان _آنگونه که از یک موسیقی شرقی هم چنین انتظار می رود_ عموما با یک مقدمه ی آرام و آرامش بخش آغاز می شود، سرشار از سحرِ خلسه و راز آمیزیِ آواز، که حاصلش رهایی و آنگاه تامل و توجه و تمرکز است. سپس شعرخوانی (به تعبیر ما: تصنیف) با صدای دست و ساز کوبه ای آغاز می شود. ریتم سرود ابتدا آرام است و کم کم شتاب بیشتری پیدا می کند تا آنجا که هم شنونده و هم خود خواننده به وجد بیایند.  این فرایند باعث می شود موسیقی نصرت در خواننده به جای «سکوتی راکد و کور» و یا «هیجانی بی جان و بی معنا»، «شوری شعورمند» برانگیزد.


***

وقتی داشتم فیلم بعضی اجراهایش را در اینترنت می دیدم خیلی تعجب کردم از این که فاتح علی خان در فلان مهمانی با کلاس که نه تنها چهره های منور الفکر بلکه بازیگران مشهور بالیوود و حتی بازیگران اروپایی هم حضور دارند هم یکی از آهنگ هایش درمدح حضرت علی را اجرا می کند. در حالیکه می توانست به یک آهنگ عاشقانه بسنده کند. و خیلی گشتم و گشتم تا دست کم یک بار عکس او را با کراوات پیدا کنم. اما فاتح علی خان در اروپایی ترین دعوت هایش هم با همین لباس های شدیدا شرقی خود حضور پیدا کرده است. و البته که من یقین دارم این ها اتفاقی و بی اندیشه نبوده اند. چه اینکه در یکی از مصاحبه هایش تصریح می کند (نقل به مضمون) :

«امروز نسل جوان ما در مواجهه با بیگانگان بلایی سرشان آمده که کاملا با فرهنگ خودشان بیگانه شده اند. آنها به موسیقی غربی گوش میدهند و در پوشش هم از مدهای غربی پیروی می کنند. من سعی کردم با آوازم به زبان مادری مان درخواست تجدید نظری را پیش روی آنها قرار دهم»2


***

از جمله شگفتی های نصرت فاتح علی خان این است که هنر او نه تنها بر دل توده های مردم نشست، بلکه گروه بسیاری از هنرمندان سراسر جهان را نیز شیفته ی خود کرد. به هنرمندی که دل مخاطب عام را به دست می آورد باید گفت آفرین؛ به هنرمندی که می تواند دل مخاطب خاص (به معنای واقعی کلمه، یعنی مخاطب هنرمند نه مخاطبی که ادا و روشنفکربازی در می آورد) را به دست آورد باید گفت هزار آفرین. اما به کسی که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را تحت تاثیر قرار می دهد، آن هم در سطح جهانیش، نمی شود آفرین گفت. فقط خودش می تواند خودش را تحسین کند و دیگران بیشتر فقط حیرت می کنند (مثلا اینجا را نگاه کنید) . افراد زیادی درباره نصرت فاتح علی خان نوشته اند، از منتقدی که مثل «رابرت هیلبورن» گرفته تا خواننده و آهنگسازی مثل «پیتر گابریل». اما از این میان یادداشتی که از مرحوم جف باکلی به یادگار مانده است چیز دیگری ست :

یادداشت جف باکلی درباره نصرت فاتح علی خان

[ همچنین گفت و گوی جالب توجه جف باکلی با نصرت فاتح علی خان را هم در ابتدای مقاله خانم نقره چی بخوانید. واقعا بعضی ترجمه ها چقدر ارزشمندند. ]


***

آهنگسازان بسیاری _چه در حوزه موسیقی فیلم و چه غیر آن_ به سراغ همکاری با این پاک صوفیِ صاف-دلِ پاکستانی آمدند. از آن جمله جناب «پیتر گابریل» مشهور بود که برای فیلم «آخرین وسوسه ی مسیح» ساخته ی «مارتین اسکورسیزی» با نصرت فاتح علی خان همکاری کرد. و این فقط یکی از همکاری های این دو است. از پیتر گابریل یک آلبوم در ایران با نام «اینک انسان» منتشر شده است که بسیار هم محبوب و مورد توجه واقع شد، من هم خیلی دوستش می دارم از بچگی. در آن آلبوم شگرف هم «نصرت فاتح علیخان» با آهنگی مجزا و بسیار زیبا با نام «شمس الضحی» در نعت حضرت ختمی مرتبت(ص) حضور دارد. این آهنگ یک قطعه ی قوالی است، بی تنظیم خاص الکترونیک و غربی.


پیتر گابریل و نصرت فتح علی خان
پیتر گابریل در جوانی با کت سبز در کنار نصرت فتحعلی خان با ردای سپید. به نظرم یک برنامه ی تلویزیونی غربی است.


دانلود آهنگ «شمس الضحی» نصرت فاتح علی خان در آلبوم اینک انسان پیتر گابریل

دانلود آهنگی از پیتر گابریل و نصرت فاتح علی خان (آواز نصرت + تنظیم پیتر گابریل)


همچنین «برنت لوئیس» برای فیلم «قاتلان بالفطره» ساخته ی «الیور استون» و «دیوید رابینز» و «ادی ودر» نیز برای فیلم «آخرین گامهای یک اعدامی» (یا «پیاده روی مرد مرده») ساخته «تیم رابینز»، با نصرت همکاری داشتند. اتفاقا آن سال موسیقی فیلم آخرین گامهای یک اعدامی نامزد اسکار شد.

دانلود بخشی از موسیقی فیلم آخرین گامهای یک اعدامی با نوای نصرت فاتح علی خان


از دیگر آهنگسازانی که سراغ همکاری با نصرت فاتح علی خان رفت «مایکل بروک» بود. امثال بروک از نصرت و موسیقی های شرقی بیشتر استفاده ی تزئینی می کنند. صرفا برای اینکه یک حال و هوای مرموز و رمزی و شبه عرفانی به موسیقیشان بدهند تا کارشان معنادار جلوه کند. گاه این تلفیق ها خیلی مسخره می شود. و گاه موفق. البته در خود غرب همه این تجربه ها موفق محسوب می شوند، اما برای کسانی که نصرت فاتح علی خان را با قوالی هایش می شناسند اینگونه کارها عموما کارهای خیلی رقیق و ساده ای هستند.

دانلود آهنگ «مست مست» نصرت فاتحعلی خان و مایکل بروک آلبوم مست قلندر 2


***

از آنجا که اصل موسیقی و هنر نصرت همان قوالی است و این کارها همه حاشیه است دیگر این بحث را ادامه نمی دهیم و می رویم سراغ اصل مطلب. خیلی های دیگر هم می خواستند با نصرت همکاری داشته باشند اما  نتوانستند. از بزرگانی چون «لوچیانو پاواروتی» معروف ایتالیایی گرفته است تا همین آقای «شهرام ناظری» خودمان ( که در قیاس با دیگر نمونه های خوانندگان وطنی واقعا کم نظیرند). و البته از این بابت خیلی ناراحت نیستم. [چه اینکه همراه شدن با کسی که شجاعانه نام امام علی بن ابی طالب را بر زبان می آورد کار هرکسی نیست. یا اینکه تو باید هیچ این نام را نشنیده باشی و در هنر آنقدر اوج گرفته باشی که به جانمایه اش نزدیک شده باشی. یا اینکه اگر در سرزمین شیعه آن هم در شهر صوفیان متولد شده ای و اطرافت پر از نام و یاد علی بوده و حتی به صورت خانوادگی نشانه ای از نشانه های بخشی از دوستداران علی را در چهره به ارث برده ای، باید دیگر حتما تو هم شرف و شجاعت بیان نام علی و عشق ورزیدن به او را داشته باشی. اگر نه، همان بهتر که با هم قد خودت بازی کنی و نخواهی با باز و شاهین  هم آواز و هم بال شوی.] بگذریم.


نصرت فتح علی خان در حال قوالی

نصرت فاتح علی خان هنرمندی بود که با افتخار و اقتدار آهنگ های مذهبی اجرا می کرد. وبه زیبایی هرچه تمام تر نام مبارک «الله» و دیگر اسمای الهی را بر زبان می آورد. و با خاکساری و محبت نعت حضرت رسول را می گفت ، و با عشق و ارادت مدح امیرالمومنین را. نصرت فاتح علی خان در عمر کوتاه خود جوایز و نشان های بسیاری را دریافت کرد. از عناوین محلی مثل «پادشاه پادشاهان قوالی» و «شهریار موسیقی» گرفته تا جوایز و عناوین جهانی موسیقی مثل جایزه ی «پیکاسو» و «گرمی». اما چه چیز با شکوه تر از اینکه تو با نام مقدس «علی» جهانی شوی و نام و پیام اسلام را با آواز خوش به گوش جهانیان برسانی؟

به نظر من استاد نصرت فاتح علی خان درخشان ترین و مهمترین چهره ی موسیقایی مشرق زمین و جهان اسلام است.


***

هرگز نمی توان نام اجراهای نصرت را «کنسرت» گذاشت. این اجراها یقینا چیزی فراتر از مفهوم یک کنسرت موسیقی بودند. به جز قدرت و وسعت بی نظیر صدای نصرت، فقط شور و هیجان او باعث می شود که بخواهم نام اجرای او را «مجلس» بگذارم، نه صرفا کنسرت. مجلسی که تمام حاضرین در آن حضور دارند! و شنوندگان گاه آنقدر درگیر می شوند که از جای خود بلند می شوند، که نزدیک سن می آیند و پول و ساعت و جواهرات خود را به پای نصرت می ریزند. با وجود فقر مردم شبه قاره، آنقدر میزان هدایا در این مجالس بالا رفت که نصرت تاکید کرد آنها را در اختیار موسسات خیریه می گذارد.

و دیگر از این جهت به این اجراها می گویم مجلس، که اصلا بی حضور جمعیت معنا ندارند. یعنی این اجراها صرفا یک سری اجراهای مجلسی مبتنی بر «بداهه پردازی» اند. قوالی مانند نوحه خوانی چیزی نیست که مربوط به استدیوها باشد. این گونه ی موسیقی بیشتر شبیه مجلس ذکر است. اصلا حال و هوای موسیقی قوالی مبتنی بر ذکر است و خیلی از آهنگ های نصرت ذکر-مدارند. از جمله آهنگ معروفِ «الله هو» که پس از اجراهای معروف نصرت پایش به ژانرهای دیگر موسیقی ملل هم کشیده شد. یادم می آید «سامی یوسف» هم با همین ذکر و ملودی یک آهنگ خوانده بود [الآن که مصاحبه باکلی با نصرت را خواندم دیدم آنجا گفته همین آهنگ الله هو را بیشتر از همه کارهایش دوست دارد چرا که «در ستایش پروردگار است». و یادم آمد آخرین کنسرتش را هم با همین آهنگ آغاز کرده بود.] . و یا آهنگ «یاحی و یاقیوم» در آلبوم یاحی و یاقیوم. و یا آهنگ هایی که برای پیامبر(ص) و یا امام علی خوانده است. مثل همان «شمس الضحی». و مثل قطعات بسیار معروفش برای امام علی از جمله، «حق علی علی» ( شاه مردان) و آهنگ «علی مولا علی زمزم» که هر دو واقعا شنیدنی اند.

دانلود آهنگ «الّاهو» نصرت فاتح علیخان

دانلود آهنگ «یاحی و یاقیوم» نصرت فاتح علیخان

دانلود آهنگ «شاه مردان علی» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «علی مولا علی مولا علی زمزم» نصرت فاتح علی خان


***

تاثیر نصرت فاتح علی خان بر موسیقی آیینی مشرق زمین آنقدر بدیهی و طبیعی است که ابتدا در این یادداشت به آن اشاره ای نکردم. ولی اینجا همینقدر می گویم که وقتی آثار نصرت را به طور کامل گوش دهیم می بینیم چقدر بعضی از نواها و نغمات برایمان آشنا هستند، و وقتی خوب فکر کنیم می بینیم در دوره ای که می توان آن را سرآغاز مداحی مدرن ایران دانست، _دهه هفتاد_ مداحان جوان نصرت فاتح علی خان را گوش می دادند. مخصوصا آنها که از نظر هنری دنبال یک کار جدی بودند، مثل محمود کریمی (که یک بار به او و بعضی از اقتباس هایش پرداختم). از جمله ی این نغمات همان علی مولا علی زمزم است، و همچنین قطعه قوالیِ موسوم به «هالکا هالکا» که نه تنها بخشی از ملودی های این کار زیبا، بلکه بعضی از ابیات فارسیش را هم سالها پیش محمود کریمی در میلاد مولا علی اجرا کرده بود. ابیاتی از این دست:

شب مست و روز مست و سحر مست و شام مست
خم مست و شیشه مست و سبو مست و جام مست


دانلود آهنگ «هالکا هالکا» نصرت فاتح علی خان



***

قوالی نصرت فاتح علی خان

برای مخاطب فارسی زبان شنیدن تک و توک ابیات فارسی در همین آهنگ شاه مردان علی و بعضی آهنگ های دیگرِ نصرت فاتح علی خان واقعا شیرینی مخصوص به خودش را دارد:

علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی


و این شیرینی برای دوستدار موسیقی او و آشنا با حال و هوای قوالی دو چندان است، و برای دوستدار موسیقی او سه چندان است اگر کل شعر فارسی باشد. مثل غزل هایی که نصرت از مولوی خوانده است. شاید معروف ترینش این غزل مولوی باشد (که گمان میکنم گروه شاهو هم که بعدا این غزل را اجرا کرد نگاهی داشته است به نصرت) :

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم


دانلود شعر مولوی با صدای نصرت فاتح علی خان


***

استاد نصرت فاتح علی خان مخصوصا در ایران و مخصوصا در فضای اینترنت بیشتر با آهنگهایشان برای حضرت علی شناخته شده اند. من خودم تا مدت ها نمی دانستم ایشان برای امام حسین هم آهنگ ها و اجراهایی زیبا داشته اند. و وقتی دانستم خیلی خوشحال شدم. چه اینکه اعتقاد به حضرت سیدالشهدا یکی از پیچ ها و گردنه های مهم عرفان است که خیلی از عرفا و دوستداران حضرت علی نتوانسته اند از آن رد بشوند. زیباترین این آهنگ ها آهنگ «یاحسین یا حسین» است، و مخصوصا که یک رباعی فارسی هم در ابتدای قطعه در آن با زیبایی شگفتی خوانده می شود. و بسیار برایتان جالب خواهد بود که بدانید آن رباعی یک رباعی قدیمی و _برای خیلی ها_ آشنای سروده شده توسط ساکنین شبه قاره ی هند است:


شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین دین پناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لا اله است حسین


مصرع دوم اینگونه هم نقل شده: «سر داد و نداد دست بیعت به یزید».

و خیلی بیشتر برایتان جالب خواهد بود اگر بدانید سراینده ی این رباعی همان جناب «معین الدین چشتی» است.


دانلود آهنگ «یاحسین یاحسین» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «از غم شبیر» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «ابن حیدر» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «کربلا» نصرت فاتح علی خان


پس از عمری تلاش شگفت آور هنری و موسیقایی در سال 1997 نصرت فاتح علی خان برای عمل درمان بیماری (کلیوی کبدی یا قلبی) اش عازم آمریکا شد، اما به خاطر وخامت حالش بین راه در لندن بستریش کردند و سپس درگذشت. در سن 48 سالگی. (مرگ شیعیان در انگلستان هم خود می تواند موضوع یک پایان نامه باشد!) . نام او در این دنیا با نام مولایش «علی» گره خورده است، «فاتح علی»، یا «فتح علی»، و همه ی دنیا ذکر «علی مولا» را از او شنیده اند، ان شاالله در آن دنیا هم برخوردار از عنایت و کرامت ویژه ی حضرت علی (علیه السلام) باشد.


نقاشی از چهره نصرت فاتح علی خان

برای آنکه مخاطبی که به اینجا سر می زند آرشیوش کامل باشد سه قوالی دیگر را هم برای دانلود می گذارم. دو آهنگ در نعت حضرت ختمی مرتبت، و یک آهنگ هم در مدح همان جناب معین الدین چشتی. در دستخطی که گمان می کنم برای خود نصرت باشد، بالای همین غزل که در مدح معین الدین چشتی ست نوشته شده است: «در منقبت خواجه ی غریب نواز». که بی شک شیعیان غریبان جهانند.

دانلود آهنگ «کامل والا محمد» نصرت فاتح علی خان برای پیامبر

دانلود آهنگ «تو کجا؟ من کجا؟» نصرت فاتح علی خان برای پیامبر

دانلود آهنگ نصرت فاتح علی خان برای خواجه معین الدین چشتی



 1
Nusrat once told an interviewer that he had decided to become a qawwal after a dream in which he saw himself singing at the shrine of Muinuddin Chisthi in Ajmer. Initially, he said, he dismissed the dream as absurd: no qawwal had ever been allowed to sing inside the Muslim shrine. But when the dream kept recurring, he felt that the sign was too important to ignore. And sure enough, in 1979, he became the first qawwal to be invited to sing at the Ajmer shrine 

2
Nusrat once told an interviewer: "Our young generation which was brought up abroad is totally ignorant of our culture. They listen to Western music, adopt Western fashions. With my awaaz (voice) I wanted to appeal to them - in our own language in their form..." .



نکته: در یادداشت «می توانیم چشم هایمان را ببندیم» به این نکته اشاره کردم که  متاسفانه گوش های ما خیلی به صداها و موسیقی های پاپ عادت کرده است و آوازهای سرزمین پدری و لالایی های آغوش مادری از یادمان رفته است. ممکن است وقتی اولین بار یک آهنگ محلی را گوش بدهیم خوشمان نیاید، این طبیعی است. اما چندبار که گوش بدهیم خوب می شویم. دنیایش را درک می کنیم. یعنی به دنیای خودمان باز می گردیم. درمورد موسیقی ملل هم باید این نکته را در نظر داشت. حیف است موسیقی این مرد بزرگ سراسر جهان را در نوردیده باشد ولی من و شمای شرقی و مسلمان سعی نکنیم با آن ارتباط قرار کنیم.



  • من ...

۳/۰۶/۲۶


یک استکان چای، برای ساکنِ سرزمینِ قهوه

یکی از هنرمندانی که اگر اینجا یادی از او نکنم ناکام از دنیا رفته‎ام، «فِرناندو میرلس» (Fernando Meirelles) بزرگ‎کارگردانِ هیئتی برزیلی است. مردی که با فیلم‎هایی محدود توانسته شهرتی جهانی پیدا کند. حدودا هفت هشت فیلم سینمایی که فقط پنج تایش به اِکرانِ جهانی رسیده.  «میرلس» پیش از ورودِ دیرهنگامِ خود به عرصه‎ی سینما تعدادی فیلم کوتاه و مستند ساخته است و همچنین از علایقش (چه پیش از ورود به سینما و چه _متاسفانه_ پس از ورودش به سینما) کار بیهوده‎ای مثل سریال‎سازی است که وقت و انرژیِ بسیاری را از او می‎گیرد. حداقل اگر من یک کارگردانِ ۵۹ ساله اهل سائو پائولو بودم این کار را نمی‎کردم و سعی می‎کردم بیشتر با فیلم سینمایی حرفم را به هیئتی‎های جهان برسانم.

Fernando Meirelles فرناندو میرلس کارگردان برزیلی

به جز شاخصه‎ی هیئتی بودن (که در تصویر هم مشخص است) می‎توان گفت میرلس یکی از چهره‎های برجسته‎ی «سینمای اجتماعی» است. او از آن‎دسته هنرمندانی‎ست که برای ساختن فیلم‎هایش به جز «انگیزه»، «دلیل» هم دارد. فیلم‎سازی به مثابه روایتِ مردم. روایتِ رنج‎های مردم. روایت زیبایی‎ها و زشتی‎های جامعه. آن‎هم جامعه‎ی امروز، بی‎دروغ و بی‎نقاب.

 بی‎شک «شهر خدا» مهمترین و زیباترین فیلم فرناندو میرلس است. این فیلم همچنین از بهترین فیلم‎هایی است که در دهه‎های اخیر ساخته شده است و توانسته محبوبیت بالایی را در بین مخاطبانِ حرفه‎ای و عمومیِ سینما کسب کند؛ تا آنجا که در لیست ۲۵۰ فیلمِ برترِ سایت آی‎ام‎دی‎بی رتبه ۲۱ را به دست آورده! رتبه‎ای که برای یک فیلم غیرتجاری و غیرهالیوودی عالی است.

هرچند درمورد اینکه «شهر خدا» هیئتی‎تر است یا «باغبانِ وفادار»؛ بین بسیاری از اهالی مناطق مرکز و جنوبِ شهرهای تهران، قم، بوشهر و اهواز اختلاف نظر وجود دارد، اما همه صاحب‎نظرانِ این عرصه بر این باورند که ضدآمریکائی‎ترین، ضداسرائیلی‎ترین و مخصوصا ضد انگلیسی‎ترین فیلم استاد فرناندو میرلس، «باغبان وفادار» است. طعنه‎ی ظریف و غیرمستقیمی که فرناندو (جایی که کسی فکرش را نمی‎کند) به اسرائیل می‎زند واقعا تماشایی، ستودنی و سه امتیازی‎ست. این فیلم یک عاشقانه‎ی واقعا زیباست.

از دیگر آثارِ مهم میرلس باید به فیلمِ «کوری» اشاره کرد که بر اساسِ رمانِ معروفِ کوریِ مرحوم ژوزه ساراماگو {این یادداشت خوب را جناب «دیوانه» هنگامی که در «به رنگ آسمان» مهمان بودند نوشتند} ساخته شده است. پ ن : فرناندو میرلس در کنار ژوزه ساراماگو.

فیلم سینمایی «360» آخرین فیلمی است که از میرلس به چشمِ جهانیان آمده. فیلم خوبی که به خوبیِ دیگر کارهای او نیست، ولی باز هم فیلمِ خوبی است. علی‎ای‎حال اینجا مایلم اشاره‎ای به یکی از شخصیت‎ها با بازیِ بازیگرِ مراکشی‎الاصل و مسلمانِ فرانسوی «جمال دبوزه» کنم. بی‎شک بسیاری از مسلمان‎ها، مسلمان‎زاده‎ها و عرب‎های عالمِ سینما در غرب بیشترین خدمت را به دشمنانِ خود کرده‎اند و بیشترین خیانت را به خاستگاهِ خود. چه بسیار نقشِ «تروریستِ خشنِ مسلمان» یا «تروریستِ عرب» که در فیلم‎های تجاری‎امنیتیِ مغرب زمین توسطِ خود عرب‎ها و مسلمان‎ها اجرا شده‎اند. داشتم به این فکر می‎کردم جمال دبوزه به عنوانِ بازیگری عرب و مسلمان، امروز در فرانسه و کلا سینمای غرب چهره‎ای متمایز، محترم و پذیرفته شده است؛ در حالیکه پرونده‎ی هنری‎اش هم مثل بسیاری از عرب‎ها و مسلمان‎های سینمای غرب کثیف نیست. جمال دبوزه در 360 نقش یک مسلمان را دارد، مسلمانی که دچار خطا و اشتباه است، اما سرانجام به اسلام خیانت نمی‎کند. نه بازیگر در نقشش، نه دبوزه در قبولِ بازیگری‎اش. یادم باشد حتما درمورد بازی‎های دبوزه، یا لااقل درباره فیلمِ درخشانِ «روزهای افتخار» (که هر مسلمانی باید ببیندش) بنویسم.

 

از بحث اصلی دور نشویم؛ اینجا امتیاز آی‎ام‎دی‎بی و خودم را درباره آن پنج فیلمِ مهم فرناندو میرلس می‎نویسم:

 

فیلم‎شناسیِ فرناندو میرلس

 

فیلم خدمتکار فرناندو میرلس maids 2001


«خدمتکار» (۲۰۰۱)

«Maids»

امتیاز آی‎ام‎دی‎بی: 7/2

نظر من: ندیدمش استثنائا

_______________________________________

 

 

فیلم شهر خدا فرناندو میرلس sity of god 2002


«شهر خدا» (۲۰۰۲)

«City Og God»

امتیاز آی‎ام‎دی‎بی: 8/7

نظر من: 10

 _______________________________________

 

فیلم باغبان وفادار فرناندو میرلس The Constant Gardener 2005


«باغبانِ وفادار»  (۲۰۰۵)

«The Constant Gardener»

امتیاز آی‎ام‎دی‎بی: 7/5

نظر من: 10

 _______________________________________

 

فیلم کوری فرناندو میرلس Blindness 2005


«کوری» (۲۰۰۸)

«Blindness»

امتیاز آی‎ام‎دی‎بی: 6/6

نظر من: 9

 _______________________________________

 

فیلم 360 فرناندو میرلس 360 2013


«۳۶۰» (۲۰۱۱)

«360»

امتیاز آی‎ام‎دی‎بی: 6/1

نظر من : 7 

_______________________________________

 

 

یک قطعه از موسیقیِ متنِ «باغبانِ وفادار»

 موسیقیِ متن فیلم «باغبانِ وفادار» «The Constant Gardener» اثر آقای «آلبرتو ایگلسیاس» در مجموع موسیقیِ جان‎دار، خاص و زیبایی است. اما قطعه‎ی بی‎نظیری در این موسیقی هست که تصمیم دارم به عنوانِ هدیه تقدیم کنم. من این قطعه را از اولین‎بارکه فیلم را دیدم جدا کردم و سال‎های سال است که باهاش رفاقت دارم. نام قطعه «کُفبیرو» است. یک دفعه برای یکی از دوستانِ آفریقائی‎ام هم پخشش کردم ولی نتوانست کمکِ زیادی کند. علی‎ای‎حال خواننده‎ی این قطعه بزرگ‎ترین خواننده‎ کنیایی یعنی آقای «ایوب اوگادا» است. (چون بخش زیادی از فیلم در کنیا اتفاق می‎افتد). یعنی شما را به شنیدن یک موسیقیِ اصیلِ آفریقایی (البته با تنظیمی جهان‎شمول‎تر) دعوت می‎کنم.

دانلود قطعه کُفبیرو (Kothbiro) از موسیقیِ متن فیلمِ باغبان وفادار با صدای ایوب اوگادا

 

  • من ...

۹۳/۱۲/۲۳


یک عیدی برای شما و بچه‎ها

آلبوم بچه ها بهار حسین علیزاده مجید درخشانی

 

یک

روزی روزگاری در دهکدۀ ما یک جای خوب و باصفایی بود به نام «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» که گویا هنوز هست و پر بدک هم نیست، اما در آن روزی روزگاری که درمجموع روزها و روزگار خیلی خوبی هم نبودند در کانون یک اتفاقات خوب و ویژه‎ای افتاد. چرا؟ به دو علت، یکی اینکه موضوعِ «بچه‎ها» بودند نه فساد و فحشا و پول و کثافت‎کاریِ رایجِ دیگر نهادها و موسسات آن دوران؛ دوم: در بعضی از بخش‎ها یک آدم‎های باصفا و البته خلّاقی جذب شدند آمدند پای کار و توانستند یک‎سری آدم‎های باصفا یا لااقل با استعداد دیگر را هم بیاورند. مثلا احمدرضا احمدیِ شاعر که هیچ‎وقت هم شاعر خیلی خوبی نبود و نشد به عنوان یک آدم خوب و خلّاق و همچنین یک «علاقه‎مند و فعال حوزه کودک و نوجوان»ِ خوب، در واحد موسیقی فعال شد و تعدادی جوان باصفا و مستعد موسیقی را دور هم جمع کرد. آدم‎هایی مثل «احمد پژمان»، «کامبیز روشن‎روان»، «فریدون شهبازیان»، «مجید انتظامی»، «حسین دهلوی»، «فرهاد فخرالدینی» و... که عموماً پس از انقلاب هم فعالیت‎شان را در کانون ادامه دادند و بعداً هم شدند مشاهیر موسیقی ارکسترال سمفونیک و موسیقی فیلم ایران. جالب برایم این است که عموم فعالان این حوزه بعداً نشان دادند شخصیت‎های بسیار پاکیزه و متین‎تری دارند نسبت به دیگر فعالان موسیقی که در عرصه‎های دیگری به‎جز عرصۀ کودک و نوجوان کار می‎کردند.

کلاً جالب است که در بسیاری از اوقات یک شاعر حسابی از موسیقی سردرمی‎آورده و دورانِ مدیریت او بر موسیقی بهتر از مدیریت خود موزیسین‎ها بوده است. مثل همین احمد رضا احمدی در حوزه موسیقی کودک و نوجوان. یا هوشنگ ابتهاج در حوزه موسیقی سنتی (ردیف) یا علی معلم دامغانی در موسیقی محلی و مقامی و همچنین موسیقی پاپ.

پ ن: اخیرا هم یک شاعر مدیر یک مرکز موسیقی شد؛ لکن بعید می‎دانم این بزرگوار تفاوت دوک و دودوک، کنسرو و کنسرت و اکتاو و اکتاویو پاز را خیلی متوجه شود. شاید هم من دارم زود قضاوت می‎کنم. علی‎ای‎حال واقعاً جای تعجب داشت که بر جای حسام‎الدین سراج‎ها، رضا مهدوی‎ها و پیروز ارجمندها بی هیچ سابقه ذهنی جناب فاضل نظری تکیه بزند. انصفاً همینِ منِ حاجسن، اگر با همین لباس خانگی‎ام و همین وقت شب پا می‎شدم می‎رفتم آنجا شایسته‎تر بودم و خیلی خیلی بیشتر از موسیقی سر در می‎آوردم. خب مثلاً چرا یکی مثل «هوشنگ جاوید» نباید مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری باشد؟! بگذریم. (و قال قائل: حاجسن باز بند کردی به یه ریشوی کت‎شلواریِ شیک؟ چی کارش داری بابا؟!)

 

دو

الآن، عمومِ آهنگ‎های کودک و نوجوانی که تولید می‎شوند مربوط به صداوسیما هستند و اکثریتِ قابل توجهِ این موسیقی‎ها آهنگ‎های مطربی، شیش و هشت، سطحی و مبتذلی‎اند که نه زیبا هستند، نه بامعنا و نه متناسب با فرهنگ ما. به قول قدیمی‎ها: «بزن برقص». یعنی آهنگ‎هایی که تنها فایده‎شان این است که داخل تلویزیونی‎ها باهاش دست بزنند و خارج تلویزیونی‎ها باهاش تکان بخورند.

 

سه

همین حالا دارم برای حسین علیزاده مطلب مستوفایی می‎نویسم و _ اگر بد قولی نکنم_ از وسط نوشتنش قرار شد بدهمش به آقا رضا برای جایی دیگر؛ لکن حیفم آمد این یک موضوع و این یک آلبوم را جدا نکنم تا اینجا برای شما تعریف کنم. این آلبوم از کارهای پس از انقلاب است. انتشاراتش هم کانون نیست و از مجموعه کاست‎های «قاصدک» نشر ابتکار است. گمانم علیزاده پس از انقلاب دو آلبوم برای کودکان کار کرده است. این یکی با همکاریِ مجید درخشانی است. «بچه‎ها بهار» یک آلبوم بسیار زیبا و خلّاقانه است که هم بچه‎ها می‎توانند عاشقش شوند هم ما پیرمردها و پیرزن‎ها. برخلاف بسیاری از کارهای کودک و نوجوانِ امروز که برای ما _و حتی بسیاری از بچه‎ها_ به‎نظر سخیف و سطح پایین می‎آید. اصلا این تلقی وحشتناکی است که امروز به قوت و قدرت وجود دارد مبنی بر اینکه کار برای کودک و نوجوان (در شعر، موسیقی، سینما و...) یعنی کار سطحی و نازل. چون بچه‎ها احمق‎اند، لذا ایرادی ندارد برایشان سطحی و  احمقانه کار کنیم. باز هم بگذریم.

من با بخش‎های شاد این آلبوم واقعاً شاد می‎شوم و با بخش‎های غمگینش واقعاً گریۀ آدم در می‎آید. اصل آلبوم شاد است و غمش اندک است. اما بسیار زیبا و خواستنی. تغییر وضعیت‎ها از شادی به غم و از غم به شادی بسیار هنرمندانه است.

نکته یکم: گوینده در ابتدای کاست شاعران را جناب «نیما یوشیج» و «الف.آزاد» (محمود مشرف آزاد تهرانی) معرفی می‎کند اما شاید بعضی از اشعار از «هنگامه مفید» (یاشار) باشد و بعضی هم اشعار عامیانه. نام تک‎خوان‎ها را نمی‎دانم، مخصوصاً خیلی دلم می‎خواهد نام تک‎خوانِ نقشِ کودک را بدانم.

نکته دوم: روی الفِ نوار و بخشِ نخستِ آلبوم با قطعه‎ای شروع می‎شود که برای آنانکه نینوای حسین علیزاده را از برند، آشناست. این قطعه بی دکلمه‎اش با نامِ «نوروز» در آلبوم نینوا هم آمده است.

نکته اخلاقی: این آلبوم دیگر منتشر نمی‎شود و در دکان هیچ عطار و موسیقی‎فروشی نیز یافت نمی‎شود، به همین‎خاطر من لینک دانلودش را می‎گذارم. خودم هم به گمانم از اینترنت دانلود کرده‎ام. ان‎شاالله چنین آثار زیبا و فاخری دوباره به بازار بیایند، آن‎موقع _به همین برکت قسم_ همه‎مان می‎رویم اصل آلبوم را هم می‎خریم، چندتا هم می‎خریم، هم برای خودمان هم برای بچه‎ها.

 

آلبوم بچه ها بهار حسین علیزاده مجید درخشانی

دانلودِ طرف اول نوار _ آلبوم  بچه‎ها بهار

مقدمه (نوروز)

بچه‎ها بهار

یک و دو و سه | زنگ مدرسه

دویدم و دویدم | سر کوهی رسیدم

یک و دو سه 2

حمومک مورچه داره | بشین و پاشو خنده داره

 

 

آلبوم بچه ها بهار حسین علیزاده مجید درخشانی

دانلودِ طرف دوم نوار _ آلبوم  بچه‎ها بهار

بچه‎ها بهار 2

حمومک مورچه داره 2

تو که ماه بلند آسمونی

دویدم و دویدم 2

تو که ماه بلند آسمونی 2

 


پ ن: این مسائل اصلا به معنیِ این نیست که بچه هیئتی‎ها حواسشان به فاطمیه نیست. اصلا آدم همیشه اول فصل بهار، قبلِ همه یادِ بی‎بیِ سبزپوش می‎افتد: نوحه حاجسن با صدای حاج‎میثم

  • من ...

در سوگ پیر و پیشوا

امام خمینی مختاباد افتخاری سراج


سه موسیقی سنتی پس از درگذشت امام خمینی ساخته شدند که بسیار زیبا و تاثیرگذار بودند.

اولین آلبومی که در سوگ امام خمینی در همان سال ١٣٦۸ منتشر شد «دریغا» بود. یک طرف نوار فقط به آوازها و تصنیف علیرضا افتخاری همراه با نی سید محمد موسوی شوشتری اختصاص داشت و طرف دیگر به تصنیفِ معروف و موفق «دریغا» به خوانندگی محمد گلریز، تصنیف «رهبرا از پی فرمان تو برخاسته ایم» به خوانندگی جهانگیر زمانی و دو سرودِ «وا مصیبت» و «غمت را بر دل و جان رهگذر باد» به خوانندگی مهرداد کاظمی. از این میان بی‎شک تصنیفِ «دریغا» مشهورتر و موفق‎تر بود و بیشتر هم در رسانه‎ها پخش شد و می‎شود. اما می‎خواهم نظر شما را به طرف الف نوار جلب کنم. (کلا قطعه‎ی «دریغا» از بس که هم خودش هم موضوعش مد نظر است، موضوع این یادداشت نیست)

علیرضا افتخاری آن زمان خواننده‎ی جوانی بود که هم تحسین اساتید و خواص عالم موسیقی را داشت هم قبول عام. آن‎هایی هم که خیلی اهل موسیقی سنتی نبودند با پخش آوازها و تصنیف افتخاری در سریال امیر کبیر (با آهنگسازی فریدون شهبازیان) فهمیده بودند اتفاق مهمی در موسیقی افتاده است. از طرفی افتخاری مانند گلریز از خوانندگان خیلی منتسب به جریان انقلاب هم به حساب نمی‎آمد (حتی به اندازه سراج و مختاباد هم). حال در شرایطی که خیلی از به ظاهر همراهانِ اولیه انقلاب با درگذشت امام خمینی کار انقلاب را تمام‎شده می‎انگاشتند و پا پس کشیده بودند، افتخاری آمد و برای امام خواند. آن هم همراه با نی استاد موسوی. سه قطعه‎ای که افتخاری خواند یکی آواز «غم‎نامه» بود، یکی تصنیفِ «بوی گل» و دیگری «آواز شوشتری» و همه با اشعار باباطاهر.

از این میان تصنیف «بوی گل» افتخاری (مخصوصا وقتی با آواز قبلش همراه باشد) یکی از زیباترین، غم‎انگیزترین، باصفاترین و موثرترین آثار موسیقایی آن‎سال‎هاست؛ هرچند که به فراگیری تصنیفِ «دریغا» عرضه نشد. از موفقیت‎های تصنیفِ «بوی گل» راهیابی‎اش به هیئت‎های عزاداری برای امام حسین است. هیئتی‎های جهان این ملودی را به خوبی از برند، هرچند نخستین بار آن‎ را با صدای افتخاری نشنیده باشند. این ملودی، هم لحنِ شدیدا غمگین و سوزناکی دارد هم حس و حال و شورانگیزیِ متناسب مراسم سینه‎زنی برای امام حسین. اگر تصاویر روز درگذشت امام خمینی را به یاد داشته باشید می‎بینید به جز روضه و آواز و گریه و مویه، سینه‎نی هم بسیار بین مردم به طور خودجوش اتفاق می‎افتاد.

غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای بخت، بی‌بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

دانلودِ آواز غم‎نامه افتخاری در سوگ امام خمینی _ آلبوم دریغا
دانلودِ تصنیفِ بوی گل افتخاری در سوگ امام خمینی _ آلبوم دریغا


آلبوم دیگری که در سوگ امام خمینی و به مناسبت سالگرد ارتحال ایشان در سال ٦٩ منتشر شد آلبوم «یاد یار» به آهنگسازی استاد محسن نفر و خوانندگی سید حسام الدین سراج بود . این آلبوم هم بسیار آلبوم شگفت‎انگیزی است. سراج آوازها را با شعر خود امام خمینی خوانده‎است و این فکر تازه‎ای بود که به ذهن تولیدکنندگان «دریغا» نرسیده بود (شاید به خاطر منتشر نشدن شعرهای امام، چه اینکه اولین بار شعرهای امام مدتی پس از درگذشت ایشان در روزنامه کیهان چاپ می‎شود و بعد از همان‎جا هم جهانی می‎شود.)

علی‎ای‎حال تصنیف‎های این آلبوم‎اند که با آهنگسازی و نوازندگی خاص و نوآورانه‎ی محسن نفر و همچنین اجرای خوب سراج تبدیل به سه اثر ارزشمندِ هنری با رنگی کاملا متمایز از دیگر آثار موسیقایی شدند.

زین پیش درباره سراج و تا حدی هم محسن نفر در اینجا نوشته‎ام و تصنیف‎های آلبوم «یاد یار» را هم همانجا نقل کرده‎ام. علی‎ای‎حال اینجا هم لینک آن سه تصنیف را مینویسم که یادداشت ناقص نباشد:

دانلود بی‎تو به سر نمی‌شود سراج در سوگ امام خمینی _ آلبوم یاد یار
دانلود سرو خرامان سراج در سوگ امام خمینی _ آلبوم یادیار
دانلود ای یار من سراج در سوگ امام خمینی _ آلبوم یاد یار

آلبوم دیگری که پنج سال پس از درگذشتِ امام خمینی در سال ٧٣ با آهنگسازی استاد بی‎نظیرِ آهنگسازی استاد فریدون شهبازیان و خوانندگی عبدالحسین مختاباد منتشر شد و قطعه‎ای زیبا در سوگ امام خمینی داشت نیز (مانند قطعه افتخاری در دریغا) «بوی گل» نام داشت. مختاباد در این آلبوم (مانند قطعه سراج در یاد یار) آوازی هم روی شعرهای امام خمینی دارد. اما قطعه‎ی مهم، محبوب و معروف این آلبوم در سوگ امام خمینی، تصنیفِ «شبانگاهان» است. باری به خاطر تدبیر یا بی‎تدبیری سازندگان این آلبوم اصلا کسی نمی‎دانست این آهنگ و آلبوم در سوگ امام خمینی است! تازه سال گذشته آقای مختاباد اعلام کرد شبانگاهان را برای امام خمینی خوانده‎ام!

دانلود شبانگاهان مختاباد در سوگ امام خمینی _ آلبوم بوی گل

 

  • من ...

آلبوم قافله سالار محمدرضا لطفی
آلبوم «قافله‎سالار» زنده‎یاد استاد محمدرضا لطفی از آن آلبوم‎هایی است که می‎توانید بخرید و به همسرتان هدیه بدهید. یا به دوست‎تان، یا به معلم‎تان، یا به پدرتان، یا به خواهرتان ... این دیگر بسته به  موقعیت خودتان است. در این آلبوم می‎توانید «تار» + «سه‎تار» + «آواز» محمدرضا لطفی را در دستگاه «راست‎پنج‎گاه» و «نوا» بشنوید. به جز تک‎نوازی‎ها؛ این آلبوم سه تصنیف بسیار زیبا روی شعرهای حافظ و مولانا دارد. هرچند که ایشان آهنگ‎ساز و نوازنده‎اند و ادعایی در خوانندگی نداشتند اما انصافا در این آلبوم خوب خوانده‎اند.گفتنی‎است «قافله‎سالار» از جمله کارهایی است که در دهه هشتاد از محمدرضا لطفی منتشر شد. این آلبوم واقعا آلبوم زیبا و خاطره‎انگیزی است.

دانلود بخشی از آلبوم قافله‎سالار استاد لطفی (تصنیفِ «بیا بیا دل‎دار من» + «تک‎نوازیِ تار»)

فاتحه مع‎الصلوات.



وقتی ایشان از دنیا رفت، پیش خودم گفتم لابد هیچ‎کس به تشییع جنازه‎اش نمی‎رود. لابد هیچ فاتحه‎ای خوانده نمی‎شود چون این بنده‎خدا دیگر طرفداری ندارد و همه عالم از دستِ او عصبانی هستند. و این در صورتی بود که ما حرف «رسانه‎های اصلاح‎طلب» + «رسانه‎های ضدانقلاب» + «هوادارانِ نوظهورِ سال ۸۸ به بعدِ آقای شجریان» + «نوه‎ی آقای شجریان، خانم آوا مشکاتیان» و ... را باور کرده‎باشیم. الآن خیلی دلم می‎خواهد نظر همه‎ی این عزیزان را درباره آن تشییع جنازه‎ی باشکوه بدانم. هم‎چنین درباره‎ی سوگواری و ندبه‎ی همه اهالیِ موسیقی برای لطفی. یاللعجب که این جماعت همه یک‎شبه سوگ‎وار و هوادارِ لطفی شدند.

خیلی دلم برایش سوخت.


  • من ...