به رنگ آسمان

نسخۀ پشتیبان

به رنگ آسمان

نسخۀ پشتیبان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «درباره معین الدین چشتی» ثبت شده است

92/03/03



یا: «فدای نام علی»



خوش به حال کسی که گفت: یاعلی.

خوش به حال کسی که افتخار می کند به اینکه نام علی را بر زبان آورد.

و خوش به حال آنکس که آنچنان جانانه نام علی بر زبانش می رود، که جهان سحر می شود.

نصرت فاتح علی خان Nusrat fateh Ali Khan

ماجرا از آنجا آغاز شد که در شبی رویایی در سرزمین پنج رود، نوجوانی به نام «نصرت» خواب می بیند که با حالی خوش در حرم حضرت معین الدین چشتی در حال آوازخوانی و قوالی است. (به موسیقی و آواز مخصوص صوفیان هند و پاکستان _کلا: شبه قاره_ می گویند «قوّالی» که روش و سبک خاص خودش را دارد). نصرت وقتی از خواب بیدار می شود پیش خودش می گوید «باز هم خواب پریشان دیدم. هیچ وقت این خواب نمی تواند یک رویای صادقه باشد. چون اصلا امکان ندارد در یک حرم و بارگاه اسلامی کسی اجازه داشته باشد آواز بخواند.» به همین خاطر او این خواب را جدی نمی گیرد و به زندگی عادی خودش ادامه می دهد. تا اینکه یک بار دیگر، و چند بار دیگر در شب های رویایی دیگری نصرت خواب می بیند در بارگاه خواجه ی اجمیر جناب معین الدین چشتی در حال قوالی ست. اینجا بود که یک بار در زندگی سر جایش ایستاد و به خودش گفت : «نصرت! این خواب ها شوخی نیستند»

سنت قوالی در خانواده ی نصرت قدمتی ششصد ساله داشته است. کلا عمر هنر قوالی هم خیلی از این بیشتر نیست. پس بسیار جالب است که از آغاز درخشش قوالی تا کنون، این خانواده حدود شش قرن است که  مشغول ذکر و آوازند. با این حال، آن رویا (و رویاهایی از این دست) بود که باعث شد نصرت تصمیم جدیش را بگیرد و حاضر شود پس از مرگ پدر جای او را در گروه قوالی خانواده پر کند. اتفاقا اولین اجرای نصرت در مراسم چهلم پدر بود. آن هنگام شاید فقط خود خواجه معین الدین چشتی می دانست که روزی این آقا نصرت نوجوان می شود استاد «نصرت فاتح علی خان» یعنی بزرگترین قوال تمام شبه قاره و شهرتش آسیا را زیر پا می گذارد تا از برترین های موسیقی جهان باشد. اما یقینا نصرت پس از دیدن این خواب حدس هم نمی زد که سال ها بعد در 1979 میلادی، وقتی حدودا یک هنرمند کامل سی ساله است در کمال شگفتی از او دعوت می شود تا در بارگاه حضرت معین الدین چشتی مراسم قوالی را اجرا کند.1


 استاد «فاتح علی خان» پدر «نصرت فاتح علی خان»

عکس استاد «فاتح علی خان» پدر «نصرت فاتح علی خان» بر طاقچه ی خانه ی پسرش.
همانطور که در عکس هم می بینید نام ایشان را «فتح علی خان» می نویسند ولی به گمانم «فاتح علی» می خوانند.


[ پرسش: معین الدین چشتی کیست که نویسنده مدام از «حضور» ش دم می زند؟

با یک جستجوی ساده ی اینترنتی هم می توان  فهمید که شیخ خواجه معین الدین حسن سجزی (سیستانی) چشتی از عرفا (+ ادبا + علما +...) ی بزرگ قرن ششم است که پس از آنکه ایالت پنجاب (همین سرزمین پنج رود که گفتم) به تصرف مسلمین در آمد، برای تبلیغ به «شبه قاره هند» هجرت کرد. او از موثرترین و شگرف ترین افرادی است که باعث گسترش دین اسلام و زبان فارسی در شبه قاره بودند. معین الدین آموزه های دین اسلام را با زبان عرفان و تصوف می آموخت (چون خودش هم اهل عرفان بود)، و از آنجا که مشرب و مزه دهان زمره ی مردم هندوستان با طعم عرفان سازگار است، به سرعت خیل کثیری از بت برستان آن دیار به دین اسلام گرویدند. برای بعضی از دوستان! عرض کنم که از آثار جناب معین الدین بر می آید که ایشان به «زهد» نیز گرایش داشتند. و اصلا طریقت را منهای شریعت نمی پذیرفتند و عمل دقیق به احکام شریعت را بنیان استواری بنای طریقت می دانستند. ایشان و دیگر عرفای هم فکرشان در آن دیار، در مجالس عرفانی فقط متون فارسی را می خواندند که این خود باعث گسترش قابل توجه زبان فارسی در آن سامان شد. (همچنین اینجا را هم نگاه کنید)


اجمیر شریف مزار معین الدین چشتی

اکنون که قرن ها از مرگ او می گذرد مردم همه ساله در ششم رجب برای برپایی مراسم «عرس» این خدمت گزار اسلام بر مزار او گرد هم می آیند. ]


***

برای آنکه از موضوع اصلی یعنی جناب «نصرت فاتح علی خان» دور نشویم، فعلا از جناب «معین الدین چشتی» فاصله  می گیریم و می رویم سراغ آقای «مایکل جکسون». حتما اسم مایکل جکسون را شنیده اید. فکر می کنم حتی اگر هیچ آهنگی هم از او نشنیده باشید حتما اسمش را شنیده اید.  همو که برای «دیده شدن» و «کسی شدن» و «به جایی رسیدن»، نه تنها فکر و فرهنگ و روح و روان و جان و جنمش را، که حتی جسم و جسدش را هم عوض کرد. به قول شاعر: «ما را حقیر کرد حرصِ کسی شدن». انفعال و غرب زدگی یقیه ی همه ی جهان را گرفته است، یکیش هم این بدبخت. اصلا زندگیش به قدری ترسناک است که آدم فکر می کند یک اسطوره ی قدیمی باور نکردنی از زندگی موجودی اهریمنی ست، یا زاییده ی ذهن نویسنده ای بیمار و خلاق و مضحک. به نظرم می شود از روی این زندگی عجیب هزاران اثر هنری استعاری خلق کرد. مثلا انیمشنی ساخته شود با این فیلنامه ی ساده: آقا پسر نوجوان سیاه پوستی در اینترنت بر می خورد به عکس یک خانم سپید پوست بدکار، و آنقدر در این عکس خیره می شود که در آن مسخ می شود، آنگاه یک خانم سپید پوست بدکار از جلوی مانیتور بلند می شود. این همه ی زندگی این مجذوب غرب است.


نصرت فاتح علی خان Nusrat Fateh Ali Khan

در یک نظر سنجی (گمانم مربوط به سی ان ان) دیدم هم مایکل جکسون و هم نصرت فاتح علی خان جزو بیست آهنگساز و خواننده ی برتر قرن (یا شاید هم پنجاه سال اخیر) شناخته شدند. و البته که جایگاه جکسون بهتر بود. اما این دو موزیسین، در این نظرسنجی غربی ها با هم فرق آشکاری دارند. جکسون با همه ی وجود به سمت غرب دویده است، اما نصرت فاتح علی خان آنقدر بزرگ و گرانقدر بود که سر جای خودش بایستد تا غربی ها به سراغش بیایند. هم در اندیشه و تفکرشان، هم در گونه ی (ژانر) خاص موسیقاییشان یکی غربی شد و دیگری شرقی ماند. با اینحال هر دو مورد توجه جهان غرب قرار گرفتند. به قول استاد محمد علی بهمنی در آن غزل معروفشان:

گر تو مجذوب کجا آباد دنیایی، ولی من
جذبه ای دارم که دنیا را به اینجا می کشانم

نصرت فاتح علی خان نه سعی کرد جهانی شود، نه خواست. او نرفت ببیند در دنیا چه چیز رایج است تا برای عقب نماندن آن را تقلید کند. او روش نیاکانش را به طور جدی ادامه داد. موسیقی مذهبی و بومی شبه قاره. یعنی از دو جهت (دین و سرزمین) موسیقیش محدود و بسته بود. تازه جهت زمانی (تاریخ و سنت) را هم باید به آن اضافه کرد. اما کم کم در شهر خود، و سپس کشور خود کارش گرفت. اول به عنوان بهترین قوال. بعد به عنوان یکی از بهترین های موسیقی شبه قاره سینمای هند را به طرف خود کشید. بالیوود با انبوه فیلم هایش رفت سراغش. اما مکش سحر این موسیقی قوی تر از این ها بود، پس هالیوود و بزرگان موسیقی غرب هم به سراغش آمدند، و او اینگونه جهانی شد، در حالیکه سر جای خودش _آن هم به شیوه ی شرقی ها «چهار زانو»_ نشسته بود و مشغول ذکر:

«علی علی علی مولا علی علی»


نصرت فتح علی خان بزرگترین قوال جهان


***

قطعات قوالی نصرت فاتح علی خان _آنگونه که از یک موسیقی شرقی هم چنین انتظار می رود_ عموما با یک مقدمه ی آرام و آرامش بخش آغاز می شود، سرشار از سحرِ خلسه و راز آمیزیِ آواز، که حاصلش رهایی و آنگاه تامل و توجه و تمرکز است. سپس شعرخوانی (به تعبیر ما: تصنیف) با صدای دست و ساز کوبه ای آغاز می شود. ریتم سرود ابتدا آرام است و کم کم شتاب بیشتری پیدا می کند تا آنجا که هم شنونده و هم خود خواننده به وجد بیایند.  این فرایند باعث می شود موسیقی نصرت در خواننده به جای «سکوتی راکد و کور» و یا «هیجانی بی جان و بی معنا»، «شوری شعورمند» برانگیزد.


***

وقتی داشتم فیلم بعضی اجراهایش را در اینترنت می دیدم خیلی تعجب کردم از این که فاتح علی خان در فلان مهمانی با کلاس که نه تنها چهره های منور الفکر بلکه بازیگران مشهور بالیوود و حتی بازیگران اروپایی هم حضور دارند هم یکی از آهنگ هایش درمدح حضرت علی را اجرا می کند. در حالیکه می توانست به یک آهنگ عاشقانه بسنده کند. و خیلی گشتم و گشتم تا دست کم یک بار عکس او را با کراوات پیدا کنم. اما فاتح علی خان در اروپایی ترین دعوت هایش هم با همین لباس های شدیدا شرقی خود حضور پیدا کرده است. و البته که من یقین دارم این ها اتفاقی و بی اندیشه نبوده اند. چه اینکه در یکی از مصاحبه هایش تصریح می کند (نقل به مضمون) :

«امروز نسل جوان ما در مواجهه با بیگانگان بلایی سرشان آمده که کاملا با فرهنگ خودشان بیگانه شده اند. آنها به موسیقی غربی گوش میدهند و در پوشش هم از مدهای غربی پیروی می کنند. من سعی کردم با آوازم به زبان مادری مان درخواست تجدید نظری را پیش روی آنها قرار دهم»2


***

از جمله شگفتی های نصرت فاتح علی خان این است که هنر او نه تنها بر دل توده های مردم نشست، بلکه گروه بسیاری از هنرمندان سراسر جهان را نیز شیفته ی خود کرد. به هنرمندی که دل مخاطب عام را به دست می آورد باید گفت آفرین؛ به هنرمندی که می تواند دل مخاطب خاص (به معنای واقعی کلمه، یعنی مخاطب هنرمند نه مخاطبی که ادا و روشنفکربازی در می آورد) را به دست آورد باید گفت هزار آفرین. اما به کسی که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را تحت تاثیر قرار می دهد، آن هم در سطح جهانیش، نمی شود آفرین گفت. فقط خودش می تواند خودش را تحسین کند و دیگران بیشتر فقط حیرت می کنند (مثلا اینجا را نگاه کنید) . افراد زیادی درباره نصرت فاتح علی خان نوشته اند، از منتقدی که مثل «رابرت هیلبورن» گرفته تا خواننده و آهنگسازی مثل «پیتر گابریل». اما از این میان یادداشتی که از مرحوم جف باکلی به یادگار مانده است چیز دیگری ست :

یادداشت جف باکلی درباره نصرت فاتح علی خان

[ همچنین گفت و گوی جالب توجه جف باکلی با نصرت فاتح علی خان را هم در ابتدای مقاله خانم نقره چی بخوانید. واقعا بعضی ترجمه ها چقدر ارزشمندند. ]


***

آهنگسازان بسیاری _چه در حوزه موسیقی فیلم و چه غیر آن_ به سراغ همکاری با این پاک صوفیِ صاف-دلِ پاکستانی آمدند. از آن جمله جناب «پیتر گابریل» مشهور بود که برای فیلم «آخرین وسوسه ی مسیح» ساخته ی «مارتین اسکورسیزی» با نصرت فاتح علی خان همکاری کرد. و این فقط یکی از همکاری های این دو است. از پیتر گابریل یک آلبوم در ایران با نام «اینک انسان» منتشر شده است که بسیار هم محبوب و مورد توجه واقع شد، من هم خیلی دوستش می دارم از بچگی. در آن آلبوم شگرف هم «نصرت فاتح علیخان» با آهنگی مجزا و بسیار زیبا با نام «شمس الضحی» در نعت حضرت ختمی مرتبت(ص) حضور دارد. این آهنگ یک قطعه ی قوالی است، بی تنظیم خاص الکترونیک و غربی.


پیتر گابریل و نصرت فتح علی خان
پیتر گابریل در جوانی با کت سبز در کنار نصرت فتحعلی خان با ردای سپید. به نظرم یک برنامه ی تلویزیونی غربی است.


دانلود آهنگ «شمس الضحی» نصرت فاتح علی خان در آلبوم اینک انسان پیتر گابریل

دانلود آهنگی از پیتر گابریل و نصرت فاتح علی خان (آواز نصرت + تنظیم پیتر گابریل)


همچنین «برنت لوئیس» برای فیلم «قاتلان بالفطره» ساخته ی «الیور استون» و «دیوید رابینز» و «ادی ودر» نیز برای فیلم «آخرین گامهای یک اعدامی» (یا «پیاده روی مرد مرده») ساخته «تیم رابینز»، با نصرت همکاری داشتند. اتفاقا آن سال موسیقی فیلم آخرین گامهای یک اعدامی نامزد اسکار شد.

دانلود بخشی از موسیقی فیلم آخرین گامهای یک اعدامی با نوای نصرت فاتح علی خان


از دیگر آهنگسازانی که سراغ همکاری با نصرت فاتح علی خان رفت «مایکل بروک» بود. امثال بروک از نصرت و موسیقی های شرقی بیشتر استفاده ی تزئینی می کنند. صرفا برای اینکه یک حال و هوای مرموز و رمزی و شبه عرفانی به موسیقیشان بدهند تا کارشان معنادار جلوه کند. گاه این تلفیق ها خیلی مسخره می شود. و گاه موفق. البته در خود غرب همه این تجربه ها موفق محسوب می شوند، اما برای کسانی که نصرت فاتح علی خان را با قوالی هایش می شناسند اینگونه کارها عموما کارهای خیلی رقیق و ساده ای هستند.

دانلود آهنگ «مست مست» نصرت فاتحعلی خان و مایکل بروک آلبوم مست قلندر 2


***

از آنجا که اصل موسیقی و هنر نصرت همان قوالی است و این کارها همه حاشیه است دیگر این بحث را ادامه نمی دهیم و می رویم سراغ اصل مطلب. خیلی های دیگر هم می خواستند با نصرت همکاری داشته باشند اما  نتوانستند. از بزرگانی چون «لوچیانو پاواروتی» معروف ایتالیایی گرفته است تا همین آقای «شهرام ناظری» خودمان ( که در قیاس با دیگر نمونه های خوانندگان وطنی واقعا کم نظیرند). و البته از این بابت خیلی ناراحت نیستم. [چه اینکه همراه شدن با کسی که شجاعانه نام امام علی بن ابی طالب را بر زبان می آورد کار هرکسی نیست. یا اینکه تو باید هیچ این نام را نشنیده باشی و در هنر آنقدر اوج گرفته باشی که به جانمایه اش نزدیک شده باشی. یا اینکه اگر در سرزمین شیعه آن هم در شهر صوفیان متولد شده ای و اطرافت پر از نام و یاد علی بوده و حتی به صورت خانوادگی نشانه ای از نشانه های بخشی از دوستداران علی را در چهره به ارث برده ای، باید دیگر حتما تو هم شرف و شجاعت بیان نام علی و عشق ورزیدن به او را داشته باشی. اگر نه، همان بهتر که با هم قد خودت بازی کنی و نخواهی با باز و شاهین  هم آواز و هم بال شوی.] بگذریم.


نصرت فتح علی خان در حال قوالی

نصرت فاتح علی خان هنرمندی بود که با افتخار و اقتدار آهنگ های مذهبی اجرا می کرد. وبه زیبایی هرچه تمام تر نام مبارک «الله» و دیگر اسمای الهی را بر زبان می آورد. و با خاکساری و محبت نعت حضرت رسول را می گفت ، و با عشق و ارادت مدح امیرالمومنین را. نصرت فاتح علی خان در عمر کوتاه خود جوایز و نشان های بسیاری را دریافت کرد. از عناوین محلی مثل «پادشاه پادشاهان قوالی» و «شهریار موسیقی» گرفته تا جوایز و عناوین جهانی موسیقی مثل جایزه ی «پیکاسو» و «گرمی». اما چه چیز با شکوه تر از اینکه تو با نام مقدس «علی» جهانی شوی و نام و پیام اسلام را با آواز خوش به گوش جهانیان برسانی؟

به نظر من استاد نصرت فاتح علی خان درخشان ترین و مهمترین چهره ی موسیقایی مشرق زمین و جهان اسلام است.


***

هرگز نمی توان نام اجراهای نصرت را «کنسرت» گذاشت. این اجراها یقینا چیزی فراتر از مفهوم یک کنسرت موسیقی بودند. به جز قدرت و وسعت بی نظیر صدای نصرت، فقط شور و هیجان او باعث می شود که بخواهم نام اجرای او را «مجلس» بگذارم، نه صرفا کنسرت. مجلسی که تمام حاضرین در آن حضور دارند! و شنوندگان گاه آنقدر درگیر می شوند که از جای خود بلند می شوند، که نزدیک سن می آیند و پول و ساعت و جواهرات خود را به پای نصرت می ریزند. با وجود فقر مردم شبه قاره، آنقدر میزان هدایا در این مجالس بالا رفت که نصرت تاکید کرد آنها را در اختیار موسسات خیریه می گذارد.

و دیگر از این جهت به این اجراها می گویم مجلس، که اصلا بی حضور جمعیت معنا ندارند. یعنی این اجراها صرفا یک سری اجراهای مجلسی مبتنی بر «بداهه پردازی» اند. قوالی مانند نوحه خوانی چیزی نیست که مربوط به استدیوها باشد. این گونه ی موسیقی بیشتر شبیه مجلس ذکر است. اصلا حال و هوای موسیقی قوالی مبتنی بر ذکر است و خیلی از آهنگ های نصرت ذکر-مدارند. از جمله آهنگ معروفِ «الله هو» که پس از اجراهای معروف نصرت پایش به ژانرهای دیگر موسیقی ملل هم کشیده شد. یادم می آید «سامی یوسف» هم با همین ذکر و ملودی یک آهنگ خوانده بود [الآن که مصاحبه باکلی با نصرت را خواندم دیدم آنجا گفته همین آهنگ الله هو را بیشتر از همه کارهایش دوست دارد چرا که «در ستایش پروردگار است». و یادم آمد آخرین کنسرتش را هم با همین آهنگ آغاز کرده بود.] . و یا آهنگ «یاحی و یاقیوم» در آلبوم یاحی و یاقیوم. و یا آهنگ هایی که برای پیامبر(ص) و یا امام علی خوانده است. مثل همان «شمس الضحی». و مثل قطعات بسیار معروفش برای امام علی از جمله، «حق علی علی» ( شاه مردان) و آهنگ «علی مولا علی زمزم» که هر دو واقعا شنیدنی اند.

دانلود آهنگ «الّاهو» نصرت فاتح علیخان

دانلود آهنگ «یاحی و یاقیوم» نصرت فاتح علیخان

دانلود آهنگ «شاه مردان علی» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «علی مولا علی مولا علی زمزم» نصرت فاتح علی خان


***

تاثیر نصرت فاتح علی خان بر موسیقی آیینی مشرق زمین آنقدر بدیهی و طبیعی است که ابتدا در این یادداشت به آن اشاره ای نکردم. ولی اینجا همینقدر می گویم که وقتی آثار نصرت را به طور کامل گوش دهیم می بینیم چقدر بعضی از نواها و نغمات برایمان آشنا هستند، و وقتی خوب فکر کنیم می بینیم در دوره ای که می توان آن را سرآغاز مداحی مدرن ایران دانست، _دهه هفتاد_ مداحان جوان نصرت فاتح علی خان را گوش می دادند. مخصوصا آنها که از نظر هنری دنبال یک کار جدی بودند، مثل محمود کریمی (که یک بار به او و بعضی از اقتباس هایش پرداختم). از جمله ی این نغمات همان علی مولا علی زمزم است، و همچنین قطعه قوالیِ موسوم به «هالکا هالکا» که نه تنها بخشی از ملودی های این کار زیبا، بلکه بعضی از ابیات فارسیش را هم سالها پیش محمود کریمی در میلاد مولا علی اجرا کرده بود. ابیاتی از این دست:

شب مست و روز مست و سحر مست و شام مست
خم مست و شیشه مست و سبو مست و جام مست


دانلود آهنگ «هالکا هالکا» نصرت فاتح علی خان



***

قوالی نصرت فاتح علی خان

برای مخاطب فارسی زبان شنیدن تک و توک ابیات فارسی در همین آهنگ شاه مردان علی و بعضی آهنگ های دیگرِ نصرت فاتح علی خان واقعا شیرینی مخصوص به خودش را دارد:

علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی


و این شیرینی برای دوستدار موسیقی او و آشنا با حال و هوای قوالی دو چندان است، و برای دوستدار موسیقی او سه چندان است اگر کل شعر فارسی باشد. مثل غزل هایی که نصرت از مولوی خوانده است. شاید معروف ترینش این غزل مولوی باشد (که گمان میکنم گروه شاهو هم که بعدا این غزل را اجرا کرد نگاهی داشته است به نصرت) :

نه من بیهوده گرد کوچه و بازار می گردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم


دانلود شعر مولوی با صدای نصرت فاتح علی خان


***

استاد نصرت فاتح علی خان مخصوصا در ایران و مخصوصا در فضای اینترنت بیشتر با آهنگهایشان برای حضرت علی شناخته شده اند. من خودم تا مدت ها نمی دانستم ایشان برای امام حسین هم آهنگ ها و اجراهایی زیبا داشته اند. و وقتی دانستم خیلی خوشحال شدم. چه اینکه اعتقاد به حضرت سیدالشهدا یکی از پیچ ها و گردنه های مهم عرفان است که خیلی از عرفا و دوستداران حضرت علی نتوانسته اند از آن رد بشوند. زیباترین این آهنگ ها آهنگ «یاحسین یا حسین» است، و مخصوصا که یک رباعی فارسی هم در ابتدای قطعه در آن با زیبایی شگفتی خوانده می شود. و بسیار برایتان جالب خواهد بود که بدانید آن رباعی یک رباعی قدیمی و _برای خیلی ها_ آشنای سروده شده توسط ساکنین شبه قاره ی هند است:


شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین دین پناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لا اله است حسین


مصرع دوم اینگونه هم نقل شده: «سر داد و نداد دست بیعت به یزید».

و خیلی بیشتر برایتان جالب خواهد بود اگر بدانید سراینده ی این رباعی همان جناب «معین الدین چشتی» است.


دانلود آهنگ «یاحسین یاحسین» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «از غم شبیر» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «ابن حیدر» نصرت فاتح علی خان

دانلود آهنگ «کربلا» نصرت فاتح علی خان


پس از عمری تلاش شگفت آور هنری و موسیقایی در سال 1997 نصرت فاتح علی خان برای عمل درمان بیماری (کلیوی کبدی یا قلبی) اش عازم آمریکا شد، اما به خاطر وخامت حالش بین راه در لندن بستریش کردند و سپس درگذشت. در سن 48 سالگی. (مرگ شیعیان در انگلستان هم خود می تواند موضوع یک پایان نامه باشد!) . نام او در این دنیا با نام مولایش «علی» گره خورده است، «فاتح علی»، یا «فتح علی»، و همه ی دنیا ذکر «علی مولا» را از او شنیده اند، ان شاالله در آن دنیا هم برخوردار از عنایت و کرامت ویژه ی حضرت علی (علیه السلام) باشد.


نقاشی از چهره نصرت فاتح علی خان

برای آنکه مخاطبی که به اینجا سر می زند آرشیوش کامل باشد سه قوالی دیگر را هم برای دانلود می گذارم. دو آهنگ در نعت حضرت ختمی مرتبت، و یک آهنگ هم در مدح همان جناب معین الدین چشتی. در دستخطی که گمان می کنم برای خود نصرت باشد، بالای همین غزل که در مدح معین الدین چشتی ست نوشته شده است: «در منقبت خواجه ی غریب نواز». که بی شک شیعیان غریبان جهانند.

دانلود آهنگ «کامل والا محمد» نصرت فاتح علی خان برای پیامبر

دانلود آهنگ «تو کجا؟ من کجا؟» نصرت فاتح علی خان برای پیامبر

دانلود آهنگ نصرت فاتح علی خان برای خواجه معین الدین چشتی



 1
Nusrat once told an interviewer that he had decided to become a qawwal after a dream in which he saw himself singing at the shrine of Muinuddin Chisthi in Ajmer. Initially, he said, he dismissed the dream as absurd: no qawwal had ever been allowed to sing inside the Muslim shrine. But when the dream kept recurring, he felt that the sign was too important to ignore. And sure enough, in 1979, he became the first qawwal to be invited to sing at the Ajmer shrine 

2
Nusrat once told an interviewer: "Our young generation which was brought up abroad is totally ignorant of our culture. They listen to Western music, adopt Western fashions. With my awaaz (voice) I wanted to appeal to them - in our own language in their form..." .



نکته: در یادداشت «می توانیم چشم هایمان را ببندیم» به این نکته اشاره کردم که  متاسفانه گوش های ما خیلی به صداها و موسیقی های پاپ عادت کرده است و آوازهای سرزمین پدری و لالایی های آغوش مادری از یادمان رفته است. ممکن است وقتی اولین بار یک آهنگ محلی را گوش بدهیم خوشمان نیاید، این طبیعی است. اما چندبار که گوش بدهیم خوب می شویم. دنیایش را درک می کنیم. یعنی به دنیای خودمان باز می گردیم. درمورد موسیقی ملل هم باید این نکته را در نظر داشت. حیف است موسیقی این مرد بزرگ سراسر جهان را در نوردیده باشد ولی من و شمای شرقی و مسلمان سعی نکنیم با آن ارتباط قرار کنیم.



  • من ...